أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

372

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

شاه كرمانى « 146 » ميگويند كه برادر شاه شجاع كرمانى است « 147 » و در تاريخ و نسب او واقف نگشته‌ام و شكى نيست كه از عباد و صلحاست و در همسايه او بسيارى از سادات مدفونند و از آن جمله سيدى از نقبا در آنجا مدفون است و شعرى از شعور « 148 » نبى صلى الله عليه و آله با اوست و مقبره او در كوچه معرفانست ! جنب خانه پادشاه . امير شيخ نجيب الدين على « 149 » عالمى عارف و محقق بود كه منبع حقايق و معارف و مجمع شواهد و لطائف بود « 150 » و پدر او از تجار امين بزرگ بود كه بشيراز

--> ( 146 ) - چنين است عنوان در هر سه نسخه ، نام و نسب كامل صاحب ترجمه ابو الفوارس شاه بن شجاع كرمانى است ، وى از مشاهير صوفيهء قرن سوم بوده و بصحبت بسيارى از مشايخ مانند ابو تراب نخشبى و ابو عبيد بسرى و ابو حفص حداد رسيده بوده و استاد ابو عثمان حيرى است و گويند وى از ابناء ملوك بوده است ، و وفات او بعد از دويست و هفتاد يا قبل از سيصد هجرى بوده است باختلاف اقوال ، قشيرى در « رساله » در ترجمهء او گويد : « و منهم ابو الفوارس شاه بن شجاع الكرمانى كان من اولاد الملوك صحب ابا تراب النخشبى و ابا عبيد البسرى و اولئك الطبقة و كان احد الفتيان كبير الشأن مات قبل الثلاثمائة . . . » ، و به همين نحو است بعينه تعبير حلية الاولياء و كشف المحجوب و طبقات شعرانى از صاحب ترجمه يعنى شاه بن شجاع نه شاه شجاع ، بطورى كه واضح مىشود كه نام خود او شاه بوده است و نام پدرش شجاع ، ولى بعضى ديگر از مآخذ فارسى مانند تذكرة اولياء و نفحات او را « شاه شجاع كرمانى » عنوان كرده‌اند بحذف « ابن » بين شاه و شجاع برسم زبان فارسى و اضافهء نام پسر بنام پدر مثل رستم زال و عمر سعد و محمود سبكتكين و امثال ذلك ( براى مزيد اطلاع از شرح احوال صاحب ترجمه رجوع شود بمآخذ ذيل : حلية الاولياء ج 10 ص 237 - 238 ، رسالهء قشيرى 22 ، كشف المحجوب 58 ، 151 ، 167 - 168 ، 174 ، تذكرة الاولياء 1 : 312 - 315 ، نفحات الانس 94 - 96 ، طبقات شعرانى 1 : 77 ، سفينة الاولياء 131 - 132 ، خزينة الاصفياء 2 : 158 - 160 ) . ( 147 ) - از حاشيهء قبل واضح شد كه اين سخن به كلى باطل و بىاساس است و شجاع ( نه شاه شجاع ) نام پدر صاحب ترجمه بوده است نه نام برادر او و شاه نام خود او . ( 148 ) - مد : شعره از شعرات - شعرة من شعور ( شد الازار ) . ( 149 ) - الشيخ نجيب الدين على بن بزغش ( شد الازار ) . ( 150 ) - مد : داشت .