أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

353

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

ريگ بيابان است . اى خداوند جلال و بزرگى مرا توبت ده « 86 » . بعد از آن روز پنجشنبه او را تبى بيامد تا وقت پسين . برخاست و وضو ساخت و به نماز مشغول شد و دعا كرد و روح به حق تسليم كرد . پس تجهيز و تكفين او راست كردند و او را غسل ميكردند كه ناگاه دست غسال بگرفت و در محلى نهاد در حين تكفين چون نگاه كردند پاره كفن او ملوث بود از فضله گنجشك « 87 » بدانستند كه شيخ اشاره كرده است كه بشوئيد اين پاره كفن را رحمت الله عليه . شيخ عز الدين مودود زركوب « 88 » شيخى عارف بود در راه حق و خدمت مسافران و تربيت مجاوران ميكرد و مىگويند كه پدر او شيخ معين الدين از مسافران ديار و تجار بود و بيابانها بريده بود « 89 » و صحبت سيدى احمد كبير قدس سره دريافته بود و سيدى او را دوست ميداشت و ميگويند روزى در ميان محاورات خود فرمود كه گويا مىبينم در پشت او معين الدين نامى كه فرزندى صالح باشد « 90 » و خليفه من باشد در عجم . پس همچنان شد . بعد از آن مسافرت حجاز كرد و صحبت شيخ اوحد الدين كرمانى « 91 »

--> ( 86 ) - ذنوبى مثل اعداد الرمال * فهب لى توبة يا ذا الجلال شبابى كالسراب بدا و ولى * و شيبى قد تأذن بارتحالى الى من يرجع المملوك الا * الى مولاه يا مولى الموالى ( 87 ) - مد : پاره ملوث بود گفت او از نجاست گنجشك . ( 88 ) - الشيخ عز الدين مودود بن محمد بن محمود الذهبى المشتهر بزركوب ( شد الازار ) . ( 89 ) - كان جده معين الدين محمود من اهل اصفهان سافر الى البطائح ( شد الازار ) . ( 90 ) - ارى من صلب اخى معين الدين ولدا صالحا ( شد الازار ) . ( 91 ) - يعنى شيخ اوحد الدين حامد بن ابى الفخر كرمانى از مشاهير عرفا و مشايخ اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم و متوفى در سنهء 635 ، وى از مريدان شيخ ركن الدين سجاسى آتى الذكر بلافاصله بعد بوده و بصحبت شيخ محيى الدين بن العربى معروف نيز رسيده و اين اخير نام او را مكرر در مؤلفات خود برده و از او حكاياتى نقل كرده است ، از جمله در باب هشتم از فتوحات مكيه حكايتى كه خود او شفاها از شيخ اوحد الدين استماع نموده بوده روايت كرده و عين -