أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
352
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
و سلام كردند و بنشستند بعد از آن هفت تن ديدم كه جامه ايشان و دستار و كلاه و رداى ايشان همه سفيد بود درآمدند و در دست هريك از ايشان رقعه سفيد بود كه مىنهادند در نزد شيخ كبير و شيخ آن رقعه برميداشت و نظر مبارك بر آن ميكرد و چيزى در آن مىنوشت و ايشان رقعه خود برميداشتند و ميرفتند . در اين حالت آواز مؤذن شنيدم كه گفت قد قامت الصلاة و آن قوم ناپديد شدند « 82 » چون صباح شد بنزد شيخ نجيب الدين رفتم ديدم سيد اصيل الدين عبد الله « 83 » و شيخ نجيب الدين هر دو حاضرند پس حكايت شيخ بايشان هر دو عرض كردم كه اجازت خواسته بودند « 84 » در بقعه شيخ و حكايت آن هفت تن و اين هفت شيخ بگفتم . شيخ فرمود كه اين از جمله اسرار خداى تعالى است و ترا سزاوارى آن نيست كه اينها ظاهر كنى پس عهد كردم كه در حيات شيخ اين قضيه ظاهر نكنم . بعد از آن اين حكايت نگفتم تا هر دو وفات كردند . چون شيخ تاج - الدين حر را وقت وفات در رسيد « 85 » در آخر مجلس روزى گريه كرد . پس گفت اى برادران مجلس وعظ و نصيحت من غنيمت دانيد تا روز پنجشنبه . خلايق بگريه درآمدند . شيخ فرمود كه گناه من بعدد
--> ( 82 ) - قد قامت الصلاة و انتبهت من النوم ( شد الازار ) . ( 83 ) - ابن القناد راوى اين حكايت ميگويد كه در آن موقع كه من اين خواب را ديدم و صبح براى نجيب الدين بن بزغش آن را حكايت كردم از آن هفت نفر كه آنها را در خواب ديده بودم فقط امير اصيل الدين عبد الله و خود نجيب الدين بن بزغش در حيات بودند و سايرين همه وفات يافته بودهاند ، حال گوئيم وفات اصيل الدين عبد الله و صدر الدين روزبهان ثانى هر دو چنان كه مؤلف در شرح احوال آنها تصريح كرده در سال 685 بوده و وفات شيخ نجيب الدين على بن بزغش در سال 678 يعنى هفت سال قبل از وفات روزبهان ثانى و اصيل الدين عبد الله ، پس چگونه ممكن است كه نجيب الدين بن بزغش مذكور بعد از وفات آن هردو باز در حيات بوده و ابن القناد با او در خصوص اين خواب صحبت كرده بوده است ! اين هم باز يك تناقض تاريخى ديگر كه صحت محكيات اين ابن القناد افسانه سرارا به كلى متزلزل ميسازد . ( 84 ) - مد : و شيخ نجيب الدين هر دو حاضر پس حكايت آن پنج شيخ ما ايشان هردو كه اجازت خواسته بودند . ( 85 ) - هذا من جمله اسرار الله لا ينبغى لك ان تفشيه ، فعاهدت ان لا اظهر هذه القصه فى حياتهما فما تكلمت بها حتى توفيا و بقى الشيخ تاج الدين ثمانيا و ثمانين سنة و لما توفى القاضى امام الدين البيضاوى وعظ الناس يوم ختمته .