أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

327

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

مولانا ظهير الدين « 196 » پيشنماز مسجد فخرى بود و خطابت مسجد عتيق شيراز داشت و او را مقامات و كرامات بود و ميگويند كه امام ابدال بود . چنانچه روايت كرده‌اند از وى كه گفت شبى نماز شام در محراب مسجد عتيق ميگزاردم پس چون سلام نماز از دست راست بدادم « 197 » منبر و استونها تمام نيافتم و حظيره اوليا ديدم كه در آنجا هفت مرد بودند كه ايشان را سيماى ابدالان بود بدانستم كه ايشان از جمله اولياء الله‌اند بعد از آن سلام از دست چپ دادم و نظر كردم ، منبر و ستونها به حال خود ديدم كه ميان من و ايشان حائل شد پس در نفس خود گفتم اى كاجكى « 198 » من از آنها بودمى كه ايشان اقتدا كردند به من و تمنا كردم كه كاجكى من با ايشان هم‌صحبت بودمى پس همه‌شب درين فكر و تمنا بروز كردم « 199 » چون روز شد درويشى درآمد و گفت جماعت درويشان انتظار تو ميكشند . من برخاستم و با او بنزد ايشان رفتم چون نظر كردم بشناختم و سلام كردم و حال آنكه در ميان ايشان زنبيلى بود كه در آن پاره‌هاى نان بود و انداخته‌هاى طعام ، از آن چيزى كه درويشان از در خانه‌ها فراميگيرند . پس گفتند اى مولانا پيش آى و از اين طعام با ما چيزى بخور پس بنشستم و با ايشان چيزى بخوردم بعد از آن گفتند اى مولانا بدان كه ما دوش به تو

--> - هميشه چيزهائى كه از خود علاوه كرده اين عبارت را قبل از آن افزوده ( مترجم گويد . ) بايد اضافه كرد كه نظر علامه فقيد در همه‌جا صادق نيست چه در بسيارى از موارد مترجم كتاب مطلبى را از خود اضافه كرده و عبارت مترجم گويد را نيز ذكر نكرده است . يكى از موارد همين‌جاست كه از ( و در همسايه تا آخر شرح‌حال ) از خود مترجم است . ( 196 ) - الامام ظهير الدين ابو عبد الله الخطيب امام المسجد الفخرى ( شد الازار ) . ( 197 ) - فلما سلمت عن يمينى فقدت المنبر و الاسطونات كلها ( شد الازار ) . ( 198 ) - جها : كاشكى . ( 199 ) - ترجمه به كلى نارسا و جمله ابتر و نامفهوم است براى استحضار عين عبارت شد الازار نقل مىشود : فقلت فى نفسى ليت شعرى انهم ممن اقتد و ابى فى الصلاة ام لا و تمنيت ان لو كان لى معهم صحبة فبت الليلة فى تلك الفكرة فلما اصبحت جاءنى فقير فقال ان جماعة من الفقراء فى المسجد ينتظرونك فمشيت معه ( شد الازار ) .