أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
305
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
است و تجهيز او ناگزير من متحير شدم در كار خود « 117 » پس برفتم بسر آن روضه رضوانصفت و سورهء بخواندم ناگاه چشم من در خواب شد . مردى نيكوروى پرنور ديدم دانستم كه سيد است گفتم اى امام بن امام مرا تعليم چيزى كن كه از درويشى برهاند و مهم من ساخته گردد . فرمود كه غم مخور و به اين خانه برو و اشارت به آن خانه كرد كه در آن مدفونست و فرمود كه يوسف صديق عليه السلام در آنجاست برو و زيارت او كن كه خداى تعالى درهاى گشايش بر تو بگشايد . من باندرون رفتم جوانى ديدم نورانى سلام كردم و مرا اكرامى كرد و نور از روى او چندان مىتابيد كه چشمها خيره مىماند . پس بنزديك او رفتم و گفتم اى پيغمبر خداى مرا فايدهء برسان از آنها كه خداى تعالى ترا داده است فرمود كه دهن بگشاى . من دهن بگشادم و آب دهان مبارك خود در دهان من انداخت و فرمود بروم . خداى تعالى در علم تعبير بر من بگشاد و تعبير همهچيزها بيافتم و گوئيا بر دل من نقش كردند . بعد از آن زاويهء بساخت و مردم را تعليم قرآن ميكرد و خلايق بنزد او ميرفتند و قصهها عرضه ميداشتند از خوابها و او تعبير ميكرد به چيزى چند كه تعجب ميكردند . احوال و حكايت تعبير او بسيار است و مدفن او در كوچه سنبك است « 118 » . امام سيد علاء الدين حسين بن امام موسى الكاظم عليه السلام « 119 » مزارى متبرك « 120 » است و مشهور در محله باغ قتلغ . و
--> ( 117 ) - مترجم را اشتباهى در ترجمه رخ داده است كه در نتيجه به كلى عبارت مغشوش و بىمعنى شده است براى مزيد اطلاع عين عبارات متن شد الازار نقل مىشود : روى عنه انه قال كنت فى بدء امرى اقرأ القرآن فى روضة السيد الامير احمد بن موسى فتزوجت ببعض جاراتى فحملت منى فلما حانت ولادتها قالت انه لابد من ترتيب اشياء للولد فتحيرت فى امرى . حرف ( از ) قبل از كلمه ترتيب اضافه گرديد كه حداقل ظاهر جمله بىمعنى ننمايد . ( 118 ) - توفى فى سنه . . . . و سبعمائه و دفن فى زاويته فى السكة المعروفه بسنبك رحمة الله عليه - جها : مدفن او در كوچه سنگى است . ( 119 ) - السيد حسين بن موسى بن جعفر الصادق ( شد الازار ) بديهى است كه لقب علاء الدين در حق صاحب ترجمه از مستحدثات ازمنه بسيار متأخر از عصر خود اوست چه ابتداء ظهور اين گونه القاب مضافه به ( الدين ) در اواخر قرن چهارم بوده است ( حاشيه علامه قزوينى ) . ( 120 ) - جها : مبارك .