أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

283

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

جامع باشد التماس و الحاح بسيار بشيخ كرد تا خطابت كند و وعظ فرمايد و از آنجا كه اخلاق زكيه آن حضرت بود قبول ملتمس او فرمود و وعظ ميفرمود و خطابت ميكرد . بعد از آن سالى حكم شد كه دعاى باران كند و در حضور قاضى شرف الدين محمد و فقيه ارشد الدين على دعاى اجابت فرمود و هنوز به خانه نرفته بود كه اثر اجابت ظاهر شد و باران در راه بر ايشان ريزان گشت و ميگويند چون شيخ مريض گشت فرزندان خود را وصيت بتوكل كرد و دختران بزنى مريدان بداد و كتب و سجاده و هرچه داشت قسمت فرمود تا حدى كه جامهء كه پوشيده بود گفت بفلان درويش دهيد كه خدمت من مىكند و فرمود كه اگر دنيا از شما فوت شود باك مداريد و آخرت نگه داريد و اشعار بسيار فرموده در اين معنى كه مترجم را بخاطر رسيد . بيت چگونه حق خود گيرم چو كردى از همه اعراض * برو انصاف خود بستان كه هم قاضى و هم خصمى و مقبره شيخ مذكور هم در نزد پدر خود است رحمت الله عليه « 26 » .

--> - خير [ او ] آنچه امروز معمور و مزين است و مراسم درس و تلقين و وعظ و تذكير در آن معين و اخاير املاك كه در سلك وقفيه كشيده هنوز زيادت از سى هزار دينار رايج در سالى ارتفاع آنست با وجود تغلب و تعدى بيگانگان و فساد تصرف فرزندان » ، صاحب ترجمه در عهد سلطنت اتابك محمد بن سعد بن ابى بكر و كفالت مادرش تركان خاتون يعنى ما بين سنوات ششصد و پنجاه و هشت و ششصد و شصت و يك باشارت تركان خاتون بقتل رسيد ، سعدى در ديباچهء گلستان در فصلى كه ابتداى آن‌چنين است : « ديگر عروس فكر من از بىجمالى سر برنيارد الخ » نام او را با نهايت تبجيل و تعظيم برده است ، ( براى مزيد اطلاع از احوال او رجوع شود بنظام التواريخ ص 89 ، و وصاف ص 160 - 161 ، 181 - 182 ، و تاريخ گزيده ص 507 ، و شيرازنامه ص 59 و 60 ، و رسالهء « ممدوحين سعدى » تأليف راقم سطور ص 35 - 37 ) . ( 26 ) - در شد الازار اصل شعر و تاريخ وفات وى چنين آمده است : كن كيفما شئت من صد و اعراض * انى بما انت لى راض به راض لو كان غيرك خصمى كنت منتصفا * كيف انتصافى و انت الخصم و القاضى توفى ليلة عيد الاضحى من سنة اربع و ثلاثين و ستمائة و دفن قبالة وجه ابيه رحمة الله عليهم .