أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
261
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
تدبر بليغ در آن مىنمود . تا بجوابها و مقابلهها و تعريضها رسيد « 198 » مثل بر مثل پس تعجب كرد و گفت مگر كسى است كه پسرى ندارد كه جواب خصمان بگويد و بعلوم پدر دشمنى خلق از خود دور كند و بدوستى بدل كند « * » . از مترجم است :
--> - و طوالع و غاية القصوى و مصباح شرح نمود و ابتدا در سلطانيه ساكن بود و سپس بتبريز منتقل شد و بقضاء آن شهر منصوب گرديد ، ابن حجر در درر الكامنة گويد وى در نزد سلاطين عصر مقبول و مطاع و مشهور آفاق و در جميع فنون مشار - اليه بالبنان بود و ملجأ ضعفا و بسيار باتواضع و انصاف بود گويند وى ابتدا حنفى بود و سپس طريقهء شافعى اختيار نمود ، و ذهبى در مشتبه گويد : « السيد العبرى عالم كبير فى وقتنا و تصانيفه سائرة » وى در ماه رمضان يا ذى الحجه سنهء هفتصد و چهل و سه در تبريز وفات يافت ، انتهى كلام ابن حجر ، و حافظ ابرو در تاريخ خود در ترجمهء احوال اولجايتو محمد خدابنده گويد ( بنقل صاحب مجالس المؤمنين از او ) : « و سلطان سعيد از غايت محبت دين اسلام و دوستى محمد رسول الله صلعم و اهل بيت او دائما با علما در مناظره و مباحثه ميبود و اهل علم را رونقى تمام پيدا شد و چنان علمدوست بود كه بفرمود تا مدرسهء سيارهء از خيمهاى كرباس بساختند و دائما با اردو ميگردانيدند و در آنجا مدرسان تعيين فرمود چون شيخ جمال الدين بن المطهر [ علامهء حلى ] و مولانا نظام الدين عبد الملك و مولانا بدر الدين شوشترى و سيد برهان الدين عبرى و قرب صد طالب علم در آنجا اثبات كردند و ترتيب مأكول و ملبوس و اولاغ و ديگر ما يحتاج ايشان مهيا فرمود تا دائم در بندگى حضرت ميباشند » ، و عين اين فصل از تاريخ حافظ ابرو در حواشى ذيل جامع التواريخ رشيد الدين فضل الله تأليف همان حافظ ابرو بتوسط طابع آن در ذيل ص 48 - 53 نقل شده است ( رجوع شود بمآخذ ذيل : تاريخ گزيده ص 805 ، حواشى ذيل جامع التواريخ ص 48 - 53 ، درر الكامنة 2 : 433 - 434 ، مجالس المؤمنين چاپ طهران ص 387 - 389 ، كشف الظنون در عناوين طوالع الانوار ، غاية القصوى فى فروع الشافعيه ، مصباح الارواح ، منهاج الوصول ، [ در بعضى از اين موارد حاجى خليفه در اسم و نسب صاحب ترجمه به عادت خود خلط و تحريف نموده است ] ، و شذرات الذهب ج 6 ص 139 ) ، حاشيه علامه قزوينى . ( 198 ) - از اينجا معلوم مىشود كه عمدة السائل فى دفع الصائل تأليف صاحب ترجمه متن اسمعيل بن على خنجى كتابى بوده در رد اعتراضاتى كه سيد برهان - الدين عبرى مزبور بر يكى از تأليفات پدر او وارد آورده بوده است ( حاشيه شد - الازار بقلم علامه قزوينى ) . * - عبارت به كلى آشفته و نامفهوم است براى درك صحيح رجوع شود به شماره 199 .