أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
238
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
بزرگوار شيخ سعد الدين محمد گرفته بود . بعد از آن از عم خود شيخ شمس الدين ابو المفاخر بن مظفر ادب يافته و معقولات از وى فراگرفته بعد از آن در خواب او را كشف شد كه اعراض از آن مىبايد نمود و مشغول شد بفقه و حديث و تفسير « 100 » و بسيارى از مشايخ دريافت يكى از ايشان شيخ شهاب الدين تورهپشتى « 101 »
--> ( 100 ) - مد : و تفسير پس مشغول شد بشرعيات و علوم يقينى - و اشتغل بالحديث و الفقه ( شد الازار ) . ( 101 ) - يعنى شيخ شهاب الدين فضل الله توربشتى يا تورانبشتى از فقهاء شافعيه و محدثين معروف قرن هفتم ، وى بتصريح مجمل فصيح خوافى ابتدا ساكن شيراز بوده است و سپس در عهد سلطنت قتلغ تركان خاتون ( 655 - 681 ) از ملوك قراختائيان كرمان باستدعاء ملكهء مزبور بكرمان آمد و در آنجا سكنى گزيد و در همان شهر در سنهء 661 ششصد و شصت و يك وفات يافت ، و تا اواخر قرن هشتم نام بعضى از اولاد و احفاد صاحب ترجمه كه غالبا از علما و فضلا بودهاند احيانا در ضمن وقايع تاريخى كرمان و فارس ديده مىشود ، شرح احوال صاحب ترجمه را جز در طبقات سبكى و از روى آن در مفتاح السعادهء طاشكبرىزاده در جاى ديگر نيافتم ، ولى ما پارهء اطلاعات متفرقه راجع به او و اولاد او در بعضى از كتب تواريخ مختلفه بدست آوردهايم كه بواسطهء ضيق مقام درج آنها در اينجا ميسر نگرديد لهذا تمام آنها را ان شاء الله تعالى در حواشى آخر كتاب درج خواهيم نمود ، - و كلمهء توربشتى در نسبت صاحب ترجمه به همين املا كه ما در متن چاپ كردهايم ( يعنى بتاء مثناة فوقانيه و واو و راء مهمله و سپس باء موحده و شين معجمه و تاء مثناة فوقانيه و در آخر ياء نسبت ) شيرازنامه 58 : تورهبشتى ، تاريخ آل مظفر از محمود گيتى مطبوع در آخر گزيده ، تورايشتى ، در سمط العلى و مجمل فصيح خوافى كه بسيار مكرر نام صاحب ترجمه درين دو آمده همهجا در هر دو كتاب مزبور مطردا و بدون استثنا اين كلمه « تورانبشتى » يا « تورانپشتى » مرقوم است بزيادتى الف و نونى در آخر « تور » ، و « بشتى » گاه با باء موحده و گاه با باء فارسى ، با فحص شديد در كتب مسالك و ممالك و كتب جغرافياى جديد ذكرى از اين قريه يا قصبهء توربشت يا تورپشت يا تورانپشت نيافتم ، ولى بقرينهء تصريح سبكى 5 : 146 و فصيح خوافى در حوادث سنهء 656 كه صاحب ترجمه اهل شيراز يا ساكن شيراز بوده و سپس از آنجا بكرمان آمده و در آنجا اقامت گزيده ظاهرا چنان استنباط مىشود كه مسقط الرأس او تورپشت يا تورانپشت مزبور بايستى يا در فارس يا در يكى از نواحى مجاورهء آن ولايت واقع باشد ، و در حقيقت بر حسب تحقيقى كه به خواهش نگارنده برادر من احمد عبد الوهابى مقيم كرمان و ناظر مالى لشكر هفت آن ناحيه از اهالى مطلع آن نواحى به عمل آورده هنوز قريهء باسم تورانپشت ( يا بتلفظ اهالى محل : تورونپشت ) در 25 كيلومترى جنوب غربى يزد و 8 الى 10 كيلومترى شمال تفت در دامنهء شيركوه موجود است و اين قريه در كنار معدن سنگ مرمر واقع است و اهالى آنجا قريب سيصد الى چهارصد نفر ميباشند و اغلب سنگ تراشاند ، پس از تعيين موضع اين قريه رجوع كرديم بنقشهء بسيار متقن دقيقى كه اشتال ( A . F . STAHL ) آلمانى رئيس پستخانهء ايران در سنهء 1896 ميلادى -