أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
225
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
فقيه صائن الدين حسين بن محمد بن سلمان « 60 » يكى از مشايخ بزرگ بود و او را مفتى الجن و الانس ميگفتند و چهلبار حج خانه خداى كرده بود و صبرى در راه خداى تعالى داشت و رياضت بسيار كشيده بود تا حدى كه مؤمنان جن او را از بهر خداى دوست ميداشتند و مىگفتند هيچكس از تو باقوهتر نديديم و در خلوتهاى او ميرفتند و سؤال از وى ميكردند در مسئلههاى مشكل دين . و به طريقه شيخ شهاب الدين عمر سهروردى بود و خرقه از وى پوشيده بود و فقيهى متدين و پرهيزگار بود كه مال حكام فرانميگرفت و فرزندان را وصيت ميكرد كه بر در پادشاهان مرويد و اموال ايشان فرانگيريد اگرچه بسيار باشد و ميفرمود كه هركس قطرهء از آب ايشان بياشامد لبهاى او بسوزد اگرچه بعد از مدتى بود « 61 » . و معيشت او از زراعتى بود كه از پدران بوى رسيده بود و ميگويند كه يكى از حكام ميخواست كه او را آزمايش كند در قبول كردن عطا . پس بفرمود تا كيسهء چند زر به بام او انداختند در شب تاريك . چون شيخ آن كيسههاى زر بديد گفت ( لا حول و لا قوة الا بالله ) بدرستى كه دشمنى قصد من كرده است و اين زر به خانه من انداخته پس همسايگانرا بفرمود تا آن زرها به راه ريختند . و تاريخ مشايخ شيراز بر طريق ديلمى و مقاريضى تصنيف كرده است . و بسيار تصنيف ديگر دارد و اشعار بليغه فرموده است . در اين معنى : بگورستان همى گردم و ليكن * نمىدانم كه گور من كدام است بمال و جاه خود گشتم همى شاد * ز عمر گمشده نامد دمى ياد « 62 »
--> ( 60 ) - شيرازنامه ص 129 : الحسين بن محمد بن سليمان ( - سلمان ) ، - اين فقيه صائن الدين حسين چنان كه در متن مذكور است صاحب تأليفى بوده در تراجم احوال مشايخ فارس موسوم به « تاريخ مشايخ فارس » كه يكى از مآخذ عمدهء مؤلف كتاب حاضر است و هرجا كه مؤلف در اين كتاب « قال الفقيه » ميگويد مراد او همين صاحب ترجمهء حاضر است ، حاشيه علامه قزوينى بر شد الازار . ( 61 ) - ولو بعد حين ( شد الازار ) . ( 62 ) - امر على المقابر كل يوم * و لا ادرى بأى الارض قبرى و افرح كلما ازداد مالى * و لا ابكى على نقصان عمرى ( شد الازار ) .