أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

226

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

متوفى شد در سال ششصد و شصت و چهارم از هجرت و او را دفن كردند در نزديك مدرسه سادات طويل به محلهء كه معروفست بگچ‌پزان . فقيه سعد الدين محمد بن حسين فرزند فاضل عالم اوست كه فقيهى پخته بود در ورع . و امور طعام و جامه و كارسازى وضو بهيچ‌كس نميفرمود و بصحرا بيرون ميرفت و زراعت بدست خويش ميكرد و خود ميدرويد و او را بيلى بود چنان سنگين كه بازياران هركدام ميخواستند كه آن بيل برگيرند نميتوانستند و ميگفتند اى شيخ مگر اين بيل بقوه ربانى برميگيرى كه ما همه عاجزيم از برگرفتن آن و او را فرزندان روزى شد كه همه عالم ربانى شدند و متوفى شد در سال ششصد و هشتاد و هشتم از هجرت و او را دفن كردند در عقب پدر خود او . شيخ ضياء الدين محمد سلمانى « 63 » شيخى فاضل بود . مؤلف كتاب روح الله روحه ميگويد او را ديدم كه روئى زيبا و روشن داشت و سخنى خوش ميگفت و مردم را پند و نصيحت ميداد و حديث ميخواند و كتاب عوارف المعارف را مطالعه ميكرد و او را اجازه‌هاى بلند هست « 64 » و شعرى به خط او ديدم به عربى و معنى آن همين ابيات است كه ديگرى گفته است : شعر ترا بكوى اجل هم گذار خواهد بود * تن تو طعمه هر مور و مار خواهد بود به زير خاك ترا سالها ببايد خفت * قرارگاه تو دار القرار خواهد بود

--> ( 63 ) - جها . مد : شيخ ضياء الدين محمد سلمان ( متن با مراجعه بشد الازار تصحيح گرديد ) . ( 64 ) - و له اجازات عاليه ( شد الازار ) .