أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

221

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

بود كه مشرف ميشدم بدست‌بوس و مصافحه و مشتاق ميگشتم به نيل فضيلتهاى وى و جمعه‌ها با وى نماز ميگزاردم و در مجالس از بهر وى خطبه‌ها ميخواندم و در مجالس وعظ و نصيحت من مىنشست و بر ترتيب كلام من متوجه بود و اول بزرگى كه در مجلس من حاضر شد در روزى كه مجلس از براى من ساختند او بود و در آن روز شعرى كه جد او فرموده بود بتمثيل آوردم و معنى آن شعر عربى اين بود : شعر از بدان پرهيز ميكن با بزرگان مىنشين * در طلب علم و ادب آموز و طاعت ميگزين استوارى در كرم ميجوئى از فضل خداى * آنكه دارد نعمت و رحمت براى عالمين « 41 » و او را مجموعه‌هاى شريفه و اختيارهاى لطيفه است كه به خط فرزندان وى نوشته ديدم كه مطالعه ميكردند . يكى كتاب نزهة القلوب و ديگر جوامع اللطائف « 42 » . متوفى شد در سال هفتصد و پنجاهم از هجرت و او را دفن كردند در مدرسه از دست راست « * » رحمت الله عليه .

--> ( 41 ) - مد : از بدان پرهيز ميكن با بزرگان مىنشين * در طلب علم و ادب آموز و طاعت ميگذار استوارى در كرم ميجوئى از فضل خداى * انك دارد نعمت رحمت بر اهل روزگار در شد الازار چنين آمده است : اول ما دخل بيتى يوم الاجتماع لتطهيرى تمثل بقول جده رضى الله عنه : تنزه عن مصادقة اللئام * و المم بالكرام بنى الكرام و لا تك واثقا بالدهر يوما * فأن الدهر مختل النظام وثق بالله ربك ذى المعالى * و ذى الالاء و النعم الجسام و كن للعلم ذا طلب و بحث * و ناقش فى الحلال و فى الحرام و بالعوراء لا تنطق و لكن * بما يرضى الا له من الكلام ( 42 ) - جوامع اللطائف من مختارات الطوائف ( شد الازار ) . * - و دفن بحظيرته المقدسه على يمين المدرسه . ( شد الازار ) .