أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
5
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
عرفاست . مخصوصا شروحى درباره افرادى كه در زمان مؤلف شد الازار حيات داشته و بعد از وى سر در نقاب خاك كشيدهاند دارد كه كمال اهميت را حائز است و در هيچ مأخذ ديگرى از آن ياد نشده است . جالبترين موارد اين اضافات داستانهائى است كه مترجم ناظر آن بوده و صحبتهائى است كه بزرگان آن زمان با پدر مؤلف يعنى صاحب شد الازار داشتهاند اگر صرفا همين موضوع مورد نظر قرار گيرد باز كتاب حاضر بسيار باارزش بوده و محتوى مطالب گرانبهائى است كه متتبعان علم الرجال را دستيار بوده و پژوهندگان احوال بزرگان را ياور و مددكار است . مثلا در مورد خواجه عز الدين افضل كه بعد از امام ناصر الدين محمود مسعود آمده و در شد الازار از وى نامى نيست آمده است : چند نوبت در حيات پدر روى مبارك او را ديدهام و لطافت صورت و حسن خلق او از ياد من نميرود . در پايان بسيارى از شروح احوال ، مترجم مطالبى از خويش اضافه كرده يا مشاهداتى ذكر نموده كه بسيار مغتنم است . مرحوم علامه قزوينى در صفحه 282 شد الازار نگاشتهاند : مترجم چيزهائى را كه از خود علاوه كرده اين عبارت را قبل از آن افزوده است ( مترجم گويد ) ولى بايد تذكر داد در همهجا اين امر صادق نيست بسيار مطالبى در ذيل ترجمه بعضى از احوال آمده كه متن شد الازار فاقد آن است و كاملا روشن است كه از مترجم بوده و عبارت مترجم گويد نيز در ابتداى جملات نيامده است من باب - مثال در شرححال شيخ عروة بن اسود ، مترجم از خود اضافه كرده است : و بر سر قبر وى نوشتهاند كه او از صحابه رسول صلى الله عليه و آله و سلم است و جمله مترجم گويد در ابتداى عبارت نيامده است و قس عليهذا . گرچه مطالب كتاب واقعا سودمند و محل استفاده فراوان است ولى گاه بواسطه بدى ترجمه خواننده آنطور كه بايدوشايد باصل موضوع چنان كه در نظر مؤلف بوده است پى نميبرد كسانى كه در كار تصحيح دستى دارند واقفند كه تصحيح متنى نارسا و احيانا مغلوط تا چهاندازه دشوار و موجب زحمت است خاصه كه متن