أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
188
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
شيخ احمد شهره « 37 » مشهور است به تعفف و لطف كردن با فقيران و مساكين « 38 » و صحبت شيخ روزبهان بقلى و شيخ نجيب الدين بزغش دريافتهاند . و ميگويند كه اتابك سعد بن زنگى ميخواست كه شيخ را ببيند . شيخ از جهت تشويش وقت خويش برخاست كه اتابك را ببيند . چون به خانه اتابك رسيد « 39 » او را خبر كردند پس اتابك برخاست و چند قدمى باستقبال شيخ آمد و او را در خانه خويش درآورد و نيكو بنشاند شيخ زمانى دير بنشست و هيچ نميگفت . اتابك گفت ما را نصيحتى فرماى . شيخ سر برآورد و نظر در شق سقف خانه اتابك كرد « 40 » و گفت اى اتابك خانه تو در دنيا خرابست . اتابك را ازين سخن گريه افتاد و اصحاب كه حاضر بودند در گريه افتادند . پس كيسهء پر از زر بياوردند و هرچند كه ميخواستند شيخ بستاند و صرف عيال كند شيخ ابا ميكرد و گفت مرا پسرى هست و در عبادت خداى تعالى كاهل است و مدد وى نميخواهم كه بزر كردن . مبادا فسق كند و دو دختر دارم و ايشان را بزنى دو مرد صالح دادهام و ايشان را پيشه خود كافيست . پس اتابك گفت ميان همسايگان و درويشان محله خود بخش كن . شيخ فرمود خود اين كار بكن كه من ملتزم اين امر نميتوانم شد . اتابك گفت مصلحت و راى تو در اين چيست . گفت مصلحت و راى من آنست كه از آنكس كه ستدهء هم به او بازدهى كه دل او به آن خوش شود
--> ( 37 ) - الشيخ احمد بن عبد الله المعروف بشهره ( شد الازار ) . چنين است عنوان در هرسه نسخه ، در ترجمهء كتاب حاضر و در « تحفة اهل العرفان فى ذكر الشيخ روزبهان » نسخهء كتابخانهء آقاى حاجى حسين آقا ملك ورق 86 الف : شيخ احمد شهره ( فقط ) ، در شيرازنامه ذكرى از صاحب ترجمه نيافتم - ( حاشيه علامه قزوينى ) . ( 38 ) - شهرته بالتعفف عن الامراء و السلاطين و التلطف مع الفقراء و المساكين ( شد الازار ) . ( 39 ) - فقال له الشيخ ان الاتابك يريد ان يلقاك فخاف الشيخ احمد ان ياتيه الاتابك فى خيوله و رجاله فيكون مشوشا لوقته و حاله فمضى بنفسه الى باب الاتابك ( شد الازار ص 144 ) . ( 40 ) - جها : نظر در سقف صفه خانه اتابك كرد - مد : نظر در شق صفه خانه اتابك كرد . ثم اسرح طرفه فرأى شقا من فوق طاق الصفه ( شد الازار ) .