أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
178
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
ميجوئى پس اگرنه آن بودى كه جواب سلام فرض است نميدادم « 10 » متوفى شد در سال سيصد و بيست و دوم از هجرت و قبر او متصل است به داخل مسجد جنازه رحمت الله عليه . شيخ ابو السائب « 11 » كه مشهور است بآثار رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اولياء مقربست و ميگويند پدر او تاجرى مالدار بود چون وفاتش رسيد دو پسر داشت پس مالهاى پدر قسمت كردند كما فرض الله چون بشعره حضرت رسالت صلى الله عليه و آله و سلم رسيدند برادر ابو السائب گفت بمقراض دو نيم كنيم و هريك نيمه بستانيم ابو سائب گفت موى رسول صلى الله عليه و آله و سلم از آن عزيزتر و جليلتر و شريفتر است كه بمقراض پاره كنيم و ليكن ميستانم من اين كرامت و بركت كه خداى تعالى روزى من كرده است و تو تمام مال بستان بعد از آن برادرش تمام مال بستد و ابو سائب شعره حضرت رسالت صلى الله عليه و آله و سلم بستد و بر چشم ماليد و در جيب خود بنهاد و در مدت عمر با وى بود و آن را بوى ميكرد و بوسه ميداد و صلوات بسيار بر رسول صلى الله عليه و آله و سلم ميفرستاد چون وفاتش رسيد وصيت كرد كه چون مرا بشوئيد كفن مرا بپوشانيد و مرا خوشبوى كنيد و اين موى كريمه
--> ( 10 ) - مترجم تسامحى كرده و عينا متن را ترجمه نكرده است براى مزيد اطلاع عين عبارت شد الازار نقل مىشود : فما رأيت اوفر عقلا منه فتحيرت فيه فالتفت الى و قال يا بنى رأيتنى بالغداة فى المسجد قلت قال انا فى هذا الوقت مع هذا الخلق اذكر الله منى فى ذلك الوقت ، قال و متى كان يعمل لا يزيد على رد السلام و لا يكلم احدا و يقول انى اجير و لولا ان رد السلام فرض ما اجبته . ( 11 ) - شرح احوال صاحب ترجمه در شيرازنامه ص 155 نيز مذكور است و در آنجا او را چنين عنوان كرده ( ابو السائب بن اسحق شامى ) و گويد او از سادات شام بود و در اوائل عهد عضد الدوله بشيراز آمد ، و مرحوم فرصت شيرازى در آثار العجم ص 463 نيز شرححال مختصرى از او كه خلاصه شيرازنامه است ذكر كرده ولى وفات او را در آنجا در سنه سيصد و چهل و شش نگاشته و ما هيچ ندانستيم از روى چه مأخذى مرحوم فرصت اين تاريخ وفات را نقل كرده است ( حاشيه علامه قزوينى ) .