أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

164

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

بنشين و از آنچه با تو بگويم بيرون مرو پس همچنانچه فرموده بود در پاى منبر بنشستم در خلوت و روز به روزه بودم و وقت افطار شيخ طعامى ميفرستاد . تا ده روز بگذشت پس شيخ بيامد بنزد من و فرمود امشب مراقب باش كه مقصود تو تمام حاصل مىشود . پس آن شب مراقب بودم . بعد از آن ديدم كه نور بسيار در مسجد ميگرفت و پر ميشد و غلبه بسيار ديدم « 95 » پس نظر كردم در منبر و كتابتى بود بخواندم و ديگر نظر در كتابهاى مسجد كردم كه نوشته بود و از آن نور كه گرفته بود در مسجد واقف شدم و همه بخواندم چون وقت صبح شد شيخ درآمد و گفت خداى تعالى مقصود تو عطا فرمود . اكنون بيرون آى و بعد از آن خواننده و نويسنده گشتم چنانچه هرچه ميخواستم ميخواندم و مينوشتم و شيخ متوفى شد در سال هفتصد و چيزى از هجرت و او را دفن كردند در بقعه خود رحمت الله عليه . شيخ كاوس بن عبد الله ميگويند كه از شهيدانست و مزار وى مبارك جائى است و جماعت صلحا و عباد در همسايه او خلوت داشته‌اند و مسجدى كه در طرف مزار اوست جاى حضور و خلوتخانه خوش است هر كسى را كه عزلت باشد . و مرقد او بمحله صحراى قاضى است بر لب گوى از آنجا رحمت الله عليه . شيخ ابو محمد عبد الله بن على « 96 » كه مشهور است بشيخ الاسلام . مشايخ عهد و علماى زمان بر فضل او گواهند و مسافرت بسيار كرده است و صحبت با

--> ( 95 ) - هر دو نسخه همانند متن است و معنى روشنى ندارد در شد الازار چنين است : فرايت انوارا قد ملات المسجد و سمعت جلبه شديده . ( 96 ) - الشيخ قطب الدين ابو محمد عبد الله بن على بن الحسين المكى المشهور فيما بين الناس بشيخ الاسلام ( شد الازار ) .