أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
163
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
ميگفت و ارشاد خلق ميفرمود و كرامات بسيار از وى روايت كردهاند . مؤلف كتاب روح الله روحه ميگويد از فيض انفاس مباركه او نورها به من رسيده است آنقدر كه نصيب من بوده است . الحمد لله على نعمائه و شنيدم از شيخ عماد الدين امشاطى كه گفت در عنفوان شباب نميتوانستم خواند و قوه كتابت نيز نداشتم پس برفتم پيش شيخ و بگفتم دعائى در حق من بكن باشد كه حق تعالى در كتابت و علم بر من بگشايد . شيخ فرمود بخلوت داشتن مشغول شو تا مراد تو حاصل شود گفتم حكم از آن شماست . فرمود كه در پاى منبر
--> - « مطهر » از قلم ناسخ سهوا افتاده باشد ، ولى در اين صورت در به دو امر اين اشكال به نظر ميآيد كه شيخ سيف الدين باخرزى چنان كه گذشت در سنهء 659 وفات يافته و صاحب ترجمه ناصر الدين احمد كبرى گرچه تاريخ وفات او معلوم نيست ولى با مؤلف كتاب حاضر بتصريح خود اين اخير معاصر بوده و مؤلف كتاب حاضر را از خارج ميدانيم كه بنحو قطع و يقين تا 791 در حيات بوده پس چگونه معاصر او خرقه از دست كسى پوشيده بوده كه در 659 يعنى قريب صد و سى سال قبل از 791 وفات يافته بوده ؟ ولى اگر بخاطر بياوريم كه خرقهء تبرك را مشايخ گاه در سن هفت سالگى و گاه نيز حتى در سن يك سالگى مريد به او مىپوشانيدهاند ! ( رجوع شود ببهجة الاسرار شطنوفى در شرح احوال شيخ عبد القادر گيلانى بنقل دائرة - المعارف اسلام از آن ج 2 ص 648 ) اين استبعاد به كلى رفع مىشود ، - و احتمال قوى نيز ميرود بقرينهء اينكه شخص مذكور در متن در كرمان خرقه به صاحب ترجمه پوشانيده بوده كه مراد از آن شخص پسر ميانين شيخ سيف الدين باخرزى شيخ برهان الدين احمد سابق الذكر متوفى در سنهء 696 باشد كه چهل سال اخير عمر خود را چنان كه گذشت در كرمان گذرانيده بوده و عصر او نيز كاملا با عصر صاحب ترجمه وفق ميدهد منتهى مؤلف چون شايد اطلاع درستى از احوال اين خاندان نداشته ما بين پدر و پسر خلط كرده و اسم يكى را بر ديگرى اطلاق نموده است ، ( براى مزيد اطلاع از احوال شيخ سيف الدين باخرزى و خاندان او رجوع شود بمآخذ ذيل : تاريخ جهانگشاى جوينى 3 : 9 ، جامع التواريخ طبع طهران ج 2 ص 172 ، سمط العلى للحضرة العليا در تاريخ قراختائيان كرمان ورق 93 ب ، تاريخ گزيده 791 ، يافعى 4 : 151 [ كه « مطهر » اسم پدر شيخ سيف الدين باخرزى را به « مظفر » تصحيف نموده و حبيب السير و طرائق الحقائق نيز درين اشتباه متابعت او را كردهاند ] ، ابن بطوطه 1 : 238 ، جواهر المضيئة 1 : 249 ، 337 ، و 2 : 56 ، 82 ، 136 ، 233 ، 285 ، 367 ، 374 ، مزارات بخارا تأليف احمد بن محمود معروف بمعين الفقرا در حدود 814 هجرى نسخهء مدرسهء سپهسالار طهران ورق 20 ، مجمل فصيحخوانى در حوادث سنوات 576 ، 646 ، 648 ، 658 ، 660 ، 696 ، نفحات 493 - 496 ، حبيب السير جزو 1 : 3 : 36 ، مجالس المؤمنين 438 در اواخر مجلس دهم استطرادا ، رياض العارفين 84 ، مجمع الفصحاء 1 : 242 ، طرائق - الحقائق 2 : 152 ، و 3 : 326 ) ، حاشيه علامه قزوينى .