أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
162
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
پوشيده چون بشيراز آمد ديگر از دست شيخ ظهير الدين پوشيد « 94 » و به اجازه وى در خلوت نشست بعد از آن ارشاد مريدان و تربيت سالكان ميكرد و نصيحت خلق ميداد و در مسجد عتيق چند سال وعظ فرمود و استحضار تمام داشت در حقيقتهاى تفسير و نكته - هاى باريك . شيخ برهان الدين كه از مشاهير بود چون وفاتش نزديك رسيد فرمود هرچند كه مىبينم در شيراز هيچكس جاى مرا نتواند گرفت الا شيخ ناصر الدين و منبرى بنهاد و اجازت وعظ و ارشاد بوى داد . و حال آنكه پادشاهان در قدم وى تعظيم و تبجيل داشته بودند ديگر تعظيم او باشارت او ميكردند و سخن حق
--> ( 94 ) - الشيخ ظهير الدين عبد الرحمن ( شد الازار ) متوفى در سنه 716 . - ارادت او زد و بدستور او بخلوت و رياضت اشتغال جست و سپس شيخ نجم الدين كبرى او را از بهر تعليم و ارشاد خلق ببخارا روانه گردانيد و او در آنجا توطن اختيار نمود و همواره اوقات خود را بافاضهء علم و تربيت مستعدين ميگذرانيد تا بالاخره در همانجا در 25 ذى القعده سال ششصد و پنجاه و نه وفات يافت و در فتحاباد از قراى حومهء بخارا مدفون شد و مرقد او كه بامر امير تيمور گوركان در سال 788 بقعه و بارگاهى عالى بر آن ساختهاند هنوز در آنجا زيارتگاه عمومى است . شيخ مزبور معاصر منكوقاآن و هولاكوخان بوده و از قرار تقرير تاريخ جهانگشاى جوينى كه در حيات خود شيخ ( در حدود سنه 658 ) تأليف شده سرقويتى بيكى مادر دو پادشاه مزبور هزار بالش نقره ( هر بالشى پانصد مثقال است ) براى او ببخارا فرستاد تا در تحت نظر او مدرسهء در آن شهر بنا نمودند و چندين ده خريده بر آن وقف كردند و مدرسان و طلاب علم در آن بنشاندند ، شيخ سيف الدين را سه پسر بوده است : بزرگتر جلال الدين محمد كه در 16 جمادى الاولى سنهء 661 در چند فرسخى بخارا كشته شد ، و ميانه برهان الدين احمد كه در مراجعت از حج در سنهء 658 بكرمان آمده در آنجا در كنف حمايت عصمة الدين قتلغ تركان خاتون از ملوك قراختاى كرمان ( 655 - 681 ) سكنى اختيار نمود و در سنهء 696 وفات يافت ، پسر اين برهان الدين احمد ابو المفاخر يحيى در سنهء 712 از كرمان ببخارا آمد و ترتيب سفره و خرقه و حجرات فقرا بر سر تربت شيخ سيف الدين او نهاد و در سنهء 736 وفات يافت و در همان فتحاباد مدفون شد ، و اين ابو المفاخر يحيى هموست كه ابن بطوطه در شهور سنهء 733 يا 734 كه ببخارا رسيده بود در همين فتحاباد او را ملاقات كرده و شرح ممتعى از پذيرائى و ضيافتى كه او از وى نموده در سفرنامهء خود نگاشته است ، و پسر سوم شيخ سيف الدين باخرزى مظهر - الدين مطهر است كه از سوانح احوال او چندان اطلاعى نداريم ، - پس چنان كه ملاحظه مىشود تا آنجا كه از كتب تواريخ اطلاعاتى راجع بخاندان شيخ سيف الدين باخرزى بدست ميآيد كسى كه بنام و نشان « شيخ سيف الدين مطهر باخرزى » درين خاندان معروف نيست ، مگر آنكه فرض كنيم كه مراد خود شيخ سيف الدين سعيد بن مطهر باخرزى كبير سابق الذكر مؤسس اين عائله باشد و كلمهء « ابن » قبل از -