أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
145
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
شافعى درآمد و در آن مذهب فقيه شد و ادب از پدر خود ابو العباس احمد آموخت و فنون علوم از وى بدست آورد و شيخ احمد پدر او شيرازى بود و او مسافرت كرد و اكابر دريافت و مردم ديد و فقيهى عارف شد و در نحو و طب ماهر بود و آداب از شيخ كبير آموخت . ديلمى در مشيخه خود آورده است كه من در سفر و حضر هيچكس مؤدبتر از ابو عبد الله حسين نديدم نه در خلا و نه در ملا . ميگويند در مسجد جمعه اهواز شخصى مسئله از او پرسيد پس او در جواب نزديك به بيست ورق گفت و نوشت و به دو داد من متحير شدم و گفتم هيچكس به مثل او و وجود او در نيكوئى نميدانم و نميشناسم و در زمان حيات وعظ ميفرمود و نصيحت ميكرد و خلق چيزى بر وى ميخواندند و او مال خود بر ايشان صرف ميكرد و قرض ايشان ميگذارد و ميگويند مردى طمعى در مال شيخ كرد و بيامد كه چيزى بيابد باشد كه شيخ قرض او را بازدهد . صوفيان تفحص احوال وى كردند مردى توانگر رافضى بود پس از وى دورى جستند از بهر رفض پس آن مرد بيرون رفت به شهر اهواز و در آنجا وفات كرد . و ميگويند كه شب همه زنده ميداشت « 25 » و خواب نميكرد تا بنزديك صبح كه آواز الصلاة خير من النوم مىشنيد پس نماز صبح ميگزارد . ديلمى گفت سخن در ميان وى و مشايخ شيراز بود و بعد از آن شخصى برابر شيخ سخنى بگفت شيخ فرمود الم تر الى ربك كيف مد الظل و لو شاء لجعله ساكنا و آن مرد خاموش گشت « 26 » . و ميگويند يكى از بزرگان خسته بود و شيخ دعا كرد و شفا يافت . بعد از آن بديدن شيخ كبير رفت . شيخ به او فرمود اى حسين
--> - بزرگ عراق از قبيل مسكويه و ابو شجاع وزير و ابن الجوزى و ابن الاثير و غيرهم كه فقط تواريخ ايشان فعلا بدست است ذكرى از آن نكردهاند ، - ( حاشيه علامه قزوينى ) . ( 25 ) - جها : شبزندهدار بود . ( 26 ) - جها : و آن ساكن گشت .