أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

146

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

بيطار گشتى « 27 » خود را مشهور كن و گفته‌اند سبب وفات وى آن بود كه قوالى بيتى ميخواند در مجمع درويشان پس شيخ بشنيد و تواجد كرد بعد از آن خسته شد و مرضى كه سابقا داشت نكس كرد و در آن مرض متوفى شد « 28 » در سال سيصد و شصت و سوم از هجرت و او را دفن كردند در بقعه مشهوره خود و ميگويند جماعت صادقان « 29 » كه هركس كه زيارت وى بدين ترتيب كند حاجت وى قضا شود و تجربه كرده‌اند سه روز سه‌شنبه در هر هفته پياپى زيارت كند بعد از آن سه روز سه‌شنبه متفرق از هفته‌هاى متفرق زيارت كند حاجت او برآيد انشاء الله تعالى . شيخ حيدر صوفى « 30 » از اصحاب صدق و ارباب احوال بود چون بشيراز آمد دست ارادت بشيخ حسين كردويه داد . بعد از آن در مقبره سلم مجاور گشت در حيات شيخ . و ديگر از انجا نقل بگورستان باهليه كرد و با وى ميگفتند در مدرسه يا خانقاهى متوطن شو تا دوستان ترا مىبينند و او در حظيره مادام بسر ميبرد و كتابت مصحف ميكرد و در حضور خلق ميگفت « 31 » كه من با جماعتى چند مىنشينم كه آزار

--> ( 27 ) - مد : كشى - جها : كسى كشتى - فلقيه الشيخ الكبير فقال له متى صرت بيطارا فاشتهر به ( شد الازار ) . ( 28 ) - جها : نكسى كرد و فوت شد . ( 29 ) - جها : جماعتى از صالحان . ( 30 ) - الشيخ حيدر المرتضوى الجويمى ( شد الازار صفحه 100 ) . جويمى منسوب است بجويم بضم جيم و سكون واو و ضم ياء مثناة تحتانيه و در آخر ميم معرب گويم كه نام بلوكى است از گرمسيرات فارس بمسافت پنجاه فرسخ تقريبا در جنوب شرقى شيراز ( فارسنامهء ناصرى 2 : 181 - 182 و 186 و نقشهء ص 16 - 17 . ) ، و اگرچه در معجم البلدان اين كلمه را بضم جيم و فتح واو و سكون ياء بر وزن زبير ضبط كرده ولى اين ضبط تلفظ عربى اين كلمه است و تلفظ خود اهالى فارس به همان نحو است كه ذكر كرديم و صاحب معيار اللغة كه خود شيرازى و بالطبع از تلفظ اسامى بلاد خود به خوبى مستحضر بوده پس از نقل ضبط اين كلمه بر وزن زبير گويد ، « و الصواب جويم بضم الجيم و الياء و سكون الواو بينهما لانها معرب گويم و هكذا شائع فى زماننا هذا » ، و صاحب فارسنامهء ناصرى نيز مكرر آن را بضبط قلم بضم جيم و ضم ياء حركات گذارده ( 2 : 186 ، و - ( 31 ) - مد : ميفرمود .