أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
144
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
و علم طب بخواند و روايت از آنها ميكرد و كتابى در قرائت سبعه تصنيف كرده است در اول حال بمذهب داود « 23 » بود چون بشر بن حسين « 24 » از قضا معزول شد او ترك مذهب داود كرد و بمذهب
--> ( 23 ) - يعنى ابو سليمان داود بن على بن خلف اصفهانى متوفى در بغداد در سنهء 270 از مشاهير فقهاء قرن سوم و مؤسس طريقهء داوديه ( يا ظاهريه ) از مذاهب مشهورهء اهل سنت و جماعت برحسب اختلاف ايشان در فروع كه عبارتند از شافعيه و حنفيه و مالكيه و حنابله و ظاهريه ( يا داوديه ) ، و اين فرقهء اخير را از آن سبب ظاهريه گويند كه ايشان فقط بظواهر آيات و اخبار عمل نمايند و رأى و قياس و تأويل را به كلى منكر باشند تقريبا نظير « اخباريين » شيعه در مقابل « مجتهدين » ايشان ، و از مشاهير اين فرقه يكى ابو بكر محمد بن داود اصفهانى پسر ابو سليمان داود مذكور و صاحب « كتاب الزهرهء » معروف است در ادب كه اين اواخر در بيروت بطبع رسيده ، و ديگر رويم عارف مشهور ، و ابن حزم ظاهرى صاحب كتاب ملل و نحل مشهور ، و ابو حيان نحوى معروف معاصر ابن هشام صاحب مغنى ( رجوع شود بكتاب الفهرست 216 - 219 ، و تاريخ بغداد 5 : 256 - 263 و 8 : 369 - 375 ، و طبقات الفقهاء شيخ ابو اسحق شيرازى 76 ، 148 - 152 ، و انساب سمعانى در نسبت « الداودى » و « الظاهرى » ، و ملل و نحل شهرستانى 47 ، 99 ، و ابن خلكان ، 1 : 193 - 194 ، و 2 : 52 - 53 ، و طبقات الحفاظ 2 : 136 - 137 ، و سبكى 2 : 42 - 45 ، و لسان الميزان 2 : 422 - 424 ، و روضات الجنات 276 ) . ( 24 ) - يعنى قاضى ابو سعد بشر بن الحسين از مشاهير ائمهء داوديه ( - ظاهريه ) كه در سنهء 369 از جانب عضد الدولهء ديلمى به سمت قاضى القضاة فارس و عراق و جميع متصرفات ديگر پادشاه مزبور منصوب گرديد و وى كه در آن تاريخ مردى بغايت مسن و در فارس مقيم بود همچنان در فارس مانده و از جانب خود چهار قاضى ( كه اسامى ايشان در تجارب الامم در حوادث سنهء 369 مسطور است ) براى چهار ارباع بغداد و نواحى سواد تعيين نمود و تا وفات عضد الدوله در سنهء 372 در همان شغل باقى بود و در آن تاريخ از آن عمل منفصل گرديد و در سنهء 380 وفات يافت ( رجوع شود بتجارب الامم ج 2 ص 399 - 401 ، و طبقات الفقهاء شيخ ابو اسحق شيرازى ص 101 ، 150 ، 151 مكررا [ كه بغلط كنيهء او در آنجا « ابو سعيد » و نام پدر او « حسن » چاپ شده ] ، و منتظم ابن الجوزى ج 7 ص 98 ، و تلبيس ابليس همو ص 362 - 363 كه حكايت بسيار ممتعى راجع به دو نقل كرده ، و ابن الاثير در حوادث سنهء 369 ، و آثار البلاد ص 141 ، و تاريخ الاسلام ذهبى بنقل طابع تجارب - الامم در حاشيهء 399 ازين كتاب اخير ) ، - مخفى نماناد كه آنچه مؤلف در متن گفته كه ابو عبد الله بيطار وقتى كه بشر بن الحسين بقضاء فارس منصوب شد مذهب داودى را ترك نموده بمذهب شافعى درآمد قطعا راجع بانتصاب قاضى مزبور در سال 369 كه در فوق بدان اشاره شد نميتواند باشد چه ابو عبد الله بيطار بتصريح مؤلف در آخر همين ترجمه در سال 363 يعنى شش سال قبل از تاريخ مزبور ( 369 ) وفات يافته بوده و بيش در زمرهء احياء نبوده است ، پس بدون شبهه اين انتصاب قاضى مذكور بقضاء فارس كه در حيات ابو عبد الله بيطار روى داده بوده عبارت بوده از يك انتصاب ديگرى مر قاضى مذكور را بقضاء همان ناحيه ولى مقدم بر تاريخ 363 ، منتهى چون اين انتصاب واقعهء جزئى محلى و فقط راجع بفارس بوده مورخين -