أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
89
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
رفتيم ناگاه ابو احمد را ديديم كه در صحرا تنها نشسته بود . پس اين جماعت با وى گفتند اى شيخ اين زمان بغايت گرم است و تمناى آنكه با ما مساعدت كنى و رفيق ما گردى . گفت شما بجاى خود بازگرديد مرا بجاى خود بگذاريد كه سلامت من و شما در اين است « 79 » پس او را رها كرديم به حال خويش كه ناگاه از چشم ما غايب گشت بعد از آن در ميان نماز او را بديديم و بدانك شيخ احمد در سيصد و هفتاد و هفتم از هجرت متوفى شد و او را در حظيره شيخ كبير دفن كردند از عقب شيخ رحمت الله عليهما . شيخ احمد صغير « 80 » نام وى حسن بن على شيرازى بود و خادم شيخ كبير و يار وى بود و گفته است سى و پنجسال خدمت شيخ كردم و صحبت وى دريافتم و هيچكس با من و شيخ نمىبود در خانه و خدمت ميكردم « 81 » . ديلمى گفته است كه شنيدم از شيخ كبير كه فرمود دوست ميدارم من ابو احمد را « 82 » از جهت خدمت سى ساله و گفت سى سال خدمت كرد . هيچكس جز وى نديدم در غيرت درويشى و ثبوت در قدم فقر و هفتاد سال عمر داشت و ثابت قدم بود در عبادت و خدمت تا زمانى كه ضعيف و ناتوان شد و هرگز طعام تنها نخورد و تنها نمىبود و با درويشان چيزى مىخورد و خواب ميكرد و هرگز بجامه خواب نخسبيد مگر در مرض موت و عامى بود و خط نمىنوشت و فراشى شيخ كبير ميكرد و هرگاه كه او را به پيش شيخ ميخواندند غضب ميكرد و روز خدمت ميكرد با كودكان و شب زنده ميداشت و ميگويند در زمان حيات وى هرگز هيچ زلت و عصيانى بوى نديديم و تمام عمر در يك جامه مرقع پوشيده بود مگر در زمانى كه غسل ميكرد آنجامه بيرون ميكرد و گفت چون
--> ( 79 ) - جها : كه صلاح ما و شما در اين است . ( 80 ) - مد : شيخ احمد سيوم - الشيخ ابو احمد الصغير ( شد الازار ) . ( 81 ) - مد : و خدمتى ميكرد . ( 82 ) - جها : ابو محمد را ! !