غلامرضا معصومى

24

سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى )

به مقصد هندوستان و آسياى شرقى ادامه دادند . برده ، عاج ، ساج ، عنبر و لاك‌پشت و طلا توسط كشتيهاى ايرانى از افريقاى شرقى بارگيرى ميشد ، در حالى كه فلفل ، كافور ، مشمش ( Muslin ) و نيز ادويهء ديگر و قماش نخى از هندوستان و آسياى شرقى به بنادر خليج ارسال ميشد تا از راه خشكى به شهرهاى ايران و هلال خضيب فرستاده شود . . . « 1 » » « . . . شهر و بندر سيراف تا دهه‌هاى ميانهء قرن نهم به تدريج جانشين بصره و ابله شد . شواهد باستان‌شناسى مانند بناى مسجد و ساختمانهاى ديگر و وجود كوره‌هاى آجرپزى ( شايد منظور سفالگرى باشد ) و وسائل كشتىسازى رشد و توسعهء سيراف را در اين زمان تأييد مىكند . گذشته از اين مطابق نوشتهء ابن خردادبه ( 844 - 848 ميلادى ) تاجران يهودى سيراف در دنياى تجارت مديترانه و اقيانوس هند فعالانه و بطور روزافزون به تجارت اشتغال داشتند . ابن فقيه ( در حدود 902 ميلادى ) تجارت كشتىهاى سيراف را با هندوستان ذكر كرده است . سليمان تاجر نوشته است كه كالاهاى ارسالى به مقصد چين از سيراف به مسقط و كولم Quilon فرستاده ميشد . ابو زيد ( در حدود 877 - 915 ميلادى ) كه خودش از تجار سيراف بود نوشته است كه بازرگانان سيرافى به جده در درياى احمر و سواحل زنگبار مسافرت مىكرده‌اند و بالاخره حمزه بن الحسن الاصفهانى ( در حدود 893 - 970 ميلادى ) داستان مسافرت حسن ابن عمر السيرافى را كه از تجار سيراف بود و به سرزمين كانم Kanam در سودان رفته بود نقل كرده است . يك مؤلف به اين نتيجه رسيده است كه : سيراف در زمان استيلاى اعراب هم اهميت خود را بعنوان مركز تجارت از دست نداد . برعكس ، از اين زمان به بعد بندر سيراف توسعهء فراوان يافت

--> ( 1 ) - كتاب فرهنگ ايران‌زمين جلد 18 صفحهء 402 .