غلامرضا معصومى

23

سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى )

اين جوهر را و از اين پوست گذشته بجانب داخل شكرگون و چون از او بگذرد و بميانه سنگ نزديك مىرسد جوهر جسمست يا بلور پديد مىآيد و چون روزگار دراز بر وى گذرد رنگ ارغوانى جسمست پديد مىآيد ، بعد از آن لعل رنگ مىشود ميگويند چون مدت دراز مىشود و به كمال مىرسد و رنگ تمام مىگيرد ياقوت رمانى ميگردد . و اين سنگ به اول خرد مىباشد و به زمين نشوونما مىپذيرد و بزرگ مىشود و پاره‌ئى از اين سنگ ديديم در دست شخصى كه از آن حدود آمده بود و رنگ پوست مخالف رنگ باقى ، و آنچه بميان نزديكتر بود رنگ جسمست گرفته و از ميانه او رنگ ارغوانى آغاز نهاده و آنچه در اين باب يافته شد گفتيم « 1 » . » تجارت خارجى و دريانوردى در سيراف قديم « شاپور دوم ( 410 - 479 ميلادى ) براى سركوبى دزدان دريائى كه راههاى كشتيرانى بين خليج و اقيانوس هند را مورد تهديد قرار داده بودند عده‌اى را به جزيره بحرين فرستاد . در اين زمان امكانات تجارتى بنادر ابله - نجيرم و سيراف توسعه داده شد . دليل تفوق ايرانيان در بازرگانى خليج در دوران پيش از اسلام وجود واژه‌هاى فارسى متعددى است كه بازرگانان و ملاحان خليج در قرون وسطى به كار مىبردند « 2 » . » « . . . با وجود انتقال قدرت از ساسانيان به اسلام در خليج فارس تأثير ناچيزى بر ساختمان اقتصادى بنادر ساحل خليج داشت . تجار و بازرگانان ابله - بصره و سيراف عمدتا ايرانى ماندند . بازرگانان ايرانى و كشتىهاى خليج به تجارت در سنگ سرمه ، فرش و سنگ‌هاى گرانبهاى سوريه ( شام ) و مصر و نيز منسوجات ، پنبه ، اسب و مرواريد

--> ( 1 ) - كتاب دريانوردى ايران جلد اول صفحهء 81 . ( 2 ) - كتاب فرهنگ ايران‌زمين جلد 18 چاپ تهران سال 1351 صفحهء 400 .