غلامرضا معصومى

12

سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى )

و آن را « فرضه » ( بارگاه ) سواحل ساخت چه در آغاز دولت آل بويه بزرگترين « فرضهء » جزاير فارس سيراف بود . سيراف شهرى بزرگ و آباد و مكان گروه كثيرى از علما و محققين و بازرگانان بود . از جمله علماى محقق آن ديار يكى سيرافى شارح كتاب سيبويه است و از فضلاى متأخر مولانا صفى الدين ابو الخير مسعود است رحمهما اللّه . در اين شهر كثرت جمعيت به حدى بود كه دكان‌ها و حجره‌ها و خانه‌ها را دو سه و چهار طبقه ساخته بودند . گاهگاه سلطان معظم ابو شجاع عضد الدوله فنا خسرو شهنشاه به سيراف نزول ميفرمود و در آنجا خيمه و خرگاه برپا مىداشت . از نتايج اين سفرها يكى ساختن بناى رفيعى است كه آن را فيل‌خانه عضد گويند و هنوز خرابه‌هاى آن برجاى است . و در نابند كه ديهى ( دهى ) است از جانب شرقى سيراف بر ساحل دريا بنائى ديگر ساخته و آن را ايوان نابند گويند و قصر ايوان ملك جمشيد در جزيره قيس با وجود دورى راه نمودار آن است . بارى در آن تاريخ در سيراف ناخدائى بود قيصرنام كه مردى كم‌بضاعت ولى قانع بود . از قيصر سه پسر ماند نام پسر بزرگ قيس بود قيس جوان اسرافكار بود . برادران در اندك مدتى ميراث پدر بر باد دادند و با گروهى از اوباش همنشين شدند و در زمرهء دزدان دريائى درآمدند . اما روزگار با قيس نساخت و مجبور شد جلاى وطن كند . اسباب ماهيگيرى فراهم ساخت و با برادران به جزيره‌اى كه بعدها بنام او موسوم گشت نقل مكان كرد و خانهء پدرى به مادر گذاشت در آنجا با يارانش چند سايبان ساختند كه روز از تابش آفتاب به آن پناه برند و شب در آن سر بر بالين نهند و معاش از ماهيگيرى ميكردند . روزگارى گذشت . در آن زمان رسم آن بود كه وقتى سفينه‌اى از بندر قصد سفر