غلامرضا معصومى
5
سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى )
اتوبوسها نيز ادامه دارد . پس از عبور از اين رودخانه به دهكدههاى كاكى و جاشك - آبدون - سراتان ، گنوى ، دوراهك و بنك بالاخره به آبادى كنگان كه بندرى نسبتا بزرگ است ميرسيم « 1 » كنگان ده يا بندر نسبتا بزرگ و مركز بخش است . اتوبوسها در آنجا مجددا مسافرين خود را تكميل ميكنند و پس از استراحت و صرف ناهار بسوى بندر گاوبندى و بندر لنگه ميروند . پس از گذشتن از بنادر كوچك بين راه مانند تمبك - اخترو « 2 » . . . بالاخره به بندر طاهرى ( سيراف قديم ) ميرسند . موقعيت طبيعى سيراف و فاصله آن با بنادر مهم كرانهء شمالى و شمالغربى خليج فارس و نيز راههاى قديمى كه به سيراف ختم مىشده در ( نقشه شماره 2 ) آمده است . سيرافى كه من ديدم با سيراف قديمى كه مورخين تعريفش كردهاند فرق بسيار دارد . بايد يادآور شد كه مورخين راجع به آبادى سيراف نوشتههاى زيادى دارند ولى راجع به قبرستانهاى سنگى و دخمهها و مغارههاى آن چيز قابل توجهى ننگاشتهاند . واژهء سيراف : معنى واژه « سيراف » هنوز بدرستى معلوم نيست . برخى گويند كه اين واژه از سيرو آب ( آب زياد ) و برخى معتقدند كه از شيل و آو ( شيل - ماهى - آو - آب ) مأخوذ است و عدهاى نيز برآنند كه اين واژه در حقيقت « سيلآب » بوده كه سيل در فارسى حركت كردن و آب هم كه دنبال آن است و معنى حركت كردن آب
--> ( 1 ) - در بندر كنگان بخشدارى - شهردارى - پست و تلگراف - بانك ملى و بانك صادرات وجود دارد . بيمارستانى مجهز از طرف هلالاحمر ايران ساخته شده است . اما قهوهخانهاى كه ناهار مسافرين و رانندگان را آماده مىكند بسيار كثيف و عارى از هرگونه نظافت و رعايت بهداشتى است . ( 2 ) - Tombak - Akhtar