غلامرضا معصومى

6

سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى )

را مىرساند به نظر اينجانب معنى اخير به حقيقت نزديكتر است زيرا در اين قسمت از زمينهائيكه بنام شيلاو خوانده مىشود غالبا آثار جارى شدن آب ديده مىشود و نيز در اثر داشتن شيب تند هر سال سيل بزرگى از اين قسمت جارى شده و پس از شستشوى مسير خود به طرف دريا ميرود و آب همه اطراف دره يا تنگه شيلاو كه قسمت اعظمش از ارتفاعات شمالى دره شيلاو سرازير مىشود از همين تنگه ميگذرد و وارد دريا مىشود . سيراف از نظر مورخين : اكنون به نوشته مورخين و سياحان كه آنجا را ديده و در اين باره اطلاعاتى بدست ميدهند نظرى مىافكنيم . ياقوت حموى كه خود اين بندر كهن اسلامى را ديده است آن را با كسر اول و آخر آن فاء در اقليم سوم كه طولش 99 و نصف و عرضش 109 و نصف درجه است ياد كرده و مينويسد : « فارسيان در كتابشان موسوم به التساق ( اوستا ) كه كتابى بگونه انجيل و تورات است آورده‌اند كه كيكاوس خواست به آسمان صعود كند و چون با تخت بر بال مرغان بسته‌اش صعود نمود و از چشم مردمان پنهان شد خداوند باد را فرمود كه او را فرواندازد و پس ( ش 4 و 3 ) فروافتاد و گفت به من آب و شير دهيد و او را شير و آب نوشانيدند از آنجهت است كه نام شهرى كه كيكاوس در آن فروافتاد شير آب شد و به صورت سيراف و شيلاو درآمد و شهرى در كوره اردشيرخوره از شهرهاى پارس است و بازرگانان آن را شيلاو گويند و در آن آثار و عمارات نيكو و مسجد جامعى كه ستونهاى آن را از چوب ساج ساخته‌اند وجود دارد و من آن شهر را ديدم و عمارات در دامنه كوهى بزرگ واقع است و براى كشتيها در آنجا بندر وجود ندارد و چون كشتيها بدان نزديك شوند با خطر