حاجى زين العابدين مراغه اى
93
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى )
شما در ممالك روم و روس چون دستنشاندهء ولات و حكام از آنان تملق و چاپلوسى خواهند نمود ؟ سفراى شما ، محض پردهپوشى به سيئات اعمال خودشان ، اين زيادهروى و تعديات كونسلهاى خارجه را حمل بر عدم اقتدار دولت ايران خواهند كرد و شما نخواهيد دانست كه اين معنى غلط است ، زيرا كه در عالم دولتهاى ضعيف خيلى هستند . هرگاه بنابراين باشد كه اقويا ضعفا را پايمال كنند ، امور دنيا مهمل مىماند . بلى ! هر دولتى كه قانون معين و مدون ندارد ، به او همه چيز مىكنند و ديگرى هم مانع نمىشود . حالا جنرال كونسل انگليس يا فرانسه يا روس هرگاه هنر دارند در بلغارستان ، كه حكومتى تازه و جمعيتى زياده بر سه ميليون نيست ، به كارى مداخله نمايند و يا اينكه به يكى از تبعهء بلغار بگويند كه « از اينجا برخيز و در آنجا بنشين ! » همان روز نعلهايشان را مىكنند - چنانكه تاكنون چندين بار كندهاند . بلكه سفرا و كونسلهاى خارجه اين زيادهروى را كه در ايران مىكنند خود از سفرا و مأمورين ايران سرمشق گرفتهاند ، در حالى كه آنان حافظ حقوق رعيتاند ، خود على ملأالناس آنان را بچاپند ، از مأمورين خارجه چه توقع توان داشت ؟ در صورتى كه خود قانون و عدالت نداريم ، به چه زبان به ايشان توان گفت كه با ما به عدالت و قانون رفتار نمايند ؟ به خداى پناه مىبرم از اين وضع ناگوار كه هرجا قدم نهى پر است با دلسوختگان ايرانى كه دود آهشان روى سپهر را تيره و تاريك مىكند . از تعديات داخله مىگريزند ، در خارجه به ظلمهاى بدتر از آن گرفتار مىشوند . به هر جا و هر ده كه در ممالك روم و روس مىرسى ، خواهى ديد كه جمعى بىعار و بىكار به نام فراش دور يكى را گرفته اسمش را كونسل گذاشتهاند ، كه نه در دفتر دولت اسمى از آنان هست و نه رسمى . اولا چرا در داخله ابواب ظلم را بر روى ايشان نبست كه به ترك وطن گويند ؛ ثانيا كونسلها چرا از هر يك اين بيچارگان سالى پنج منات به عنوان پول تذكره بگيرند و به كيسهء خودشان برود ؟ هرگاه بفرماييد كه آنها را در مقابل مواجب به ايشان مىدهيم به خداى بسيار مغبون هستيد . در صورتى كه اين پول از رعيت گرفته مىشود ، هرگاه دولت بگيرد و بدين بىمروتان بىشرم مواجب بدهد ، ساليانه مبالغ زياد منفعت خزانه خواهد بود و امثال اين رسوايىها نيز تا يك درجه از ميان خواهد برخاست . امروز در ممالك روم و روس هر ايرانى ، از هر طبقه كه باشد ، وقتى كه بميرد ، اولين وارث آن سفارتها و كونسلخانههاست . هرگاه وراث و طلبكاران قدرتى داشته باشد آنان نيز حصهاى توانند برد ، و الا فلا . همچنين است مسئلهء پساپورت [ پاسپورت ] . درست حساب شده ، در اياب و ذهاب