حاجى زين العابدين مراغه اى

47

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى )

مقابل آن به نام رشوت و جريمه كار ديگرى ندارد . اگر يكى هم بميرد و چيزى داشته باشد آن هم مال قونسل است . » گفتم : « پول تذكرهء اين شصت هزار را كه به مبالغ گزاف سر مىزند دولت مىبرد ؟ » گفت : « دولت چه خبر دارد ؟ نيم‌شاهى آن به دولت نمىرسد . مگر آن‌چه روز اول به نام تعارف از قونسل گرفته‌اند ، گويا آن را هم وزرا و سفرا مىبرند . آن‌چه به دولت مىرسد همانا وزر و و بال اين‌هاست . هر قونسلى در هرجا كه دلش خواست هى تذكره است [ كه ] چاپ كرده مىفروشند . حال به ايرانى هم قناعت نكرده هر دزد و دغل و بىسروپايى از تبعهء خارجه هم بخواهد يكى دو منات زياد گرفته تذكره مىدهند . آن‌هم رفته به نام ايرانى انواع خبائث و جنايت را ارتكاب مىكند ، وقتى كه به دست حكومت روس افتاد به اندك تفتيش و تجسس معلوم مىشود كه تذكرهء او ساخته [ ساختگى ] است . آن وقت را بايد ملاحظه كرد از شئون دولت در انظار بيگانه تا چه پايه مىكاهد . و آن قونسل را در نظر آنان چه وقع و مكانتى باقى مىماند ! » چون رشتهء صحبت بدين نقطهء ناگوار كشيد ، ديدم همه غم‌انگيز و ملالت‌خيز است . دلم تپيدن گرفت . ناچار طى آن طومار كرده ، سر سخن را به طرف تجارت و داد و ستد برگردانيده پرسيدم : « داد و ستد شما چه‌طور است ؟ چه مال و متاع از وطن مىآوريد ؟ » گفت : « همين چيت همدان ، بروجرد و قناويز ميلان و تبريز است . اين‌ها نيز نسبت به سال‌هاى پيش خيلى كساد و بىرونق شده است . پيش‌تر همه ساله از اين امتعه چندين هزار بار بدين صفحات آورده مىفروختيم . ولى امروز به قدر درصدى يك زمان‌هاى پيش به خرج نمىرود ؛ بس كه تقلب در كار نموده از رنگ و تار متاع دزديدند و روكار و ميان‌كار كردند و رنگ‌هاى قلابى به كار بردند ، مشتريان ديگر رغبت نمىكنند . چندى نمىگذرد كه اين‌ها نيز بالمره منسوخ و منقرض مىشود . آن‌گاه بايد ما از منسوجات ابريشمى مسكو به ايران بفرستيم . من خود در ظرف اين اندك مدت تجارت از روسيان بسيار كسان ديده و مىشناسم كه در ظرف چند سال با قليل سرمايه‌اى دستگاه شعربافى برپا كرده بودند ، حالا از بركت درستكارى ، هر كدام صاحب ميليون شده‌اند . و بالعكس خيلى از ايرانيان را نيز مىدانم كه هر كدام با تنخواه معتنابه به اين‌جا آمده‌اند و پس از ده بيست سال زحمت كارشان به افلاس كشيده است . چون‌كه منافع مليه و عمومى را ابدا در نظر نداريم . متاع مملكت را به اميد منفعت موقت و دو روزى خود قلب مىكنيم و نمىدانيم كه بار كج به منزل نمىرسد . چندى نمىگذرد كه آن متاع به سبب تقلب كارى از