محمد ربيع بن محمد ابراهيم
66
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
مجلس نيامده ابواب محفلپردازى بر روى خود مسدود نمودهاند و بالجمله درين روز انجام امور را به عهدهء ملازمان ايرانى نموده بودند چون بندگان داخل به عمارت گرديدند به دستور متعارف مسند و سوزنى و پشتى انداخته و گذاشته بودند و بعد از نشستن از سر كار غليان يراق طلائى كه در زير آن سينى از طلا بود و سفلهدانى « 1 » و سرپوش غليان و انبرى بر او گذاشته به جهت ابراهيم بيك و به جهت ديگران به دستور مزبور از نقره آوردند عودسوز و گلابپاش و كيفدان « 2 » و چند شيشه گلاب در وسط مجلس چيده بعد از صرف قهوه و چاى سفره گستردند و قابى چند بساخت لگن كه مشتمل بر ظروف نقره كه در ميان آنها از مربيات و حلويات و آچار « 3 » و زنجبيل پرورده و فرنى و شير گرم و نارنج و نيشكر و فالوده بود حاضر ساخته نزد هريك در عوض مجموعهء دو و سه از آن گذاشتند و پنجاه قاب طعام با ظروف چينى كه هريك از آن را در ميان سينى و بر آن سرپوش نقره بود آوردند چون هواى آن ولايت و اكثر ولايات هندوستان گرم است دستور چنانست كه قاب طعام را دور گذاشته تقسيم كنند . لهذا بدين دستور تقسيم نمودند و بعد از صرف و رفع سفره واقعهنويس ايرانى بعد از حمد جناب منعم حقيقى و فاتحهء سلامتى ولينعمت تحقيقى دعاء پادشاه خود را خواند و در آنجا از مردم سركار او حاجى حسنعلى وزير و دو نفر يوزباشى و حكيم و واقعهنويس و منشى و چند نفر از سيامان
--> ( 1 ) - در متن سفلدان آمده است كه به سفلهدان تصحيح گرديد . در اصطلاح عاميانه امروز آن را سلفدان ميگويند و آن ظرفى است كه معمولا در كف آن مقدارى خاكستر ميريزند و به انداختن آب دهان و خلط سينه اختصاص ميدهند ( جمالزاده . فرهنگ لغات عاميانه . تهران 1341 ) بگفته فراير در بندرعباسى چنين ظرفى را پيگدان ( Pigdan ) مىناميدند . ( كتاب ياد شده . ص 223 ) ( 2 ) - « ظرفى از چوب و نقره و غيره مثل سينى قهوه كه خانههاى متعدد دارد و صفاى معاجين در آن ميگذارند . » ( فرهنگ آنندراج ) ( 3 ) - « اچار » يا « آچار » در هندى ترشى را گويند كه از ميوههاى مختلف ساخته شده است .