محمد ربيع بن محمد ابراهيم

65

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )

دندان‌دار ديگر را از عقب رانده به ضرب دندان روانش ميسازند و چون به هيچ طرف نميتواند حركت كرد لاعلاج گردن اطاعت به زنجير فرمان گذاشته بهمراه فيلان هم سير گشته بطويله ميرود « 1 » . و چند روز كه چنين با ايشان بسته شد و فيلان سر بر سرش گذاشتند اندك رام شده گردنش را از گردن فيلان باز كرده بستونها محكم ميبندند و هر روز دو مرتبه دو فيل آورده باز به طريق مذكور گردنش را به گردن آن‌ها بسته به آب برده مىآورند تا در عرض مدتى رامش ميكنند و چون فيلى را كه آورده بودند بسيار مست نبود در همين ميدان بفرمان شاه و به دستيارى عقل وزير و به پايمردى پيادگان اين شكار رخ نموده نظاره‌گان « 2 » را در فيل‌بند حيرت مات ساختند . و بعد از مراجعت به خانه و گذشتن چند روز شاه اين بندگان را به ضيافت به خانه خويش طلبيد . شرح ضيافت شاه : چون اطعمه و اغذيهء مردم آن ديار كه به زودى تفصيل آن را بمعرض اظهار خواهد رسانيد غير متعارف و وقوفى بر اكل و شرب و تكلفات رسمى ندارند و هيچ يك از ايشان طريق پختن و خوردن و نشستن نميدانند درين اوقات پارهء من حد البهيميه الى حد الانسانيه رجوع نموده‌اند و اين پادشاه بنابر آنكه از طفوليت الى حال با مردم ايران بزرگ و از اطعمه و اغذيهء ايشان ملتذ شده گاهى تكلف طبع و خرق عادت كرده ازين اطعمه ميل مىكند و از اين جهت طباخ مسلمان از مردم هندوستان طلبيده ملازم كرده كه به جهت او طبخ مىكند نهايت چون از طريق نشستن و دستور توزك « 3 » و آداب مجلس‌آرائى عاريند هرگز به

--> ( 1 ) - طريقه شكار و رام كردن فيل را تاشارد به شرحى مشابه توصيف مىكند . ( تاشارد - كتاب ياد شده فصل 5 ص ص 253 - 256 ) ( 2 ) - كذا فى الاصل . ( 3 ) - در نسخه اصل « توزوك » نوشته شده است كه در همه جاى كتاب به « توزك » تصحيح گرديد . « تزك » يا « توزك » ( Tuzuk ) لغت تركى بمعنى سامان - آرايش قاعده و جلال . ( فرهنگ دهخدا ) . در هندوستان اين كلمه براى « تشريفات » و « همراهان » در مراسم رسمى نيز به كار برده ميشد .