محمد ربيع بن محمد ابراهيم

55

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )

و معروف روزگار است لهذا به بهانه چندى ولدان آن مرحوم را از مرتبه خود انداخته شاه ايشان را مغضوب و مقيد ساخته به جزيره‌اى ميفرستد و در اوان ورود ايلچيان در جزو كشته يا زنده داشته باشد . العلم عند الله . لهذا پادشاه هيچ نديده را متوهم و محتاط كرده با آنكه با وزير بىرشد كه حال هست قرار داده بود كه به استقبال نامه آيد نصرانى حرامزاده تغيير رأى او داده از استقبال آن‌كه مبادا چيزى رو دهد او را مخوف ساخته و به‌جهت مذكور تغيير راى پادشاه كرده از شرف استسعاد استقبال محروم گردانيد حاصل كلام آنكه بعد از گذشتن دو سه يوم از ورود و عدم اطلاع از احوال آن ولايت و مقدمات مذكور وزير نصرانى از زبان شاه در شب كس فرستاد اعلام نمودند كه چه روز نامه را ميگذرانيد در جواب گفته شد كه هر وقت رضا و امر شاه باشد بعد از آن گفتند به چه دستور اراده گذرانيدن نامه داريد گفته شد كه به دستور قديم « 1 » بايد كه شاه نامه را از دست ابراهيم بيك گرفته مراسم عزت و آن‌چه لوازم اخلاص و يكرنگى باشد به عمل آورد و چون اين مراتب گفته شد مقوى قول فرنگ و ازدياد توهم شاه گرديد و طلبيدن اين بندگان را موقوف نموده نزديك به صبح سوار شده بعزم شكار چند روزه رفت و قدغن نمودند كه از جماعت ايرانى كسى به خانهء ما نيايد تا بعد از بيست يوم كس آمده به حكم شاه مقرر شد كه كمترين به خانه فرنگ مدار المهام رود چون به خانهء او رفته مؤمى اليه بعد از مراتب گفتگو مذكور نمود كه شما به چه مطلب به اين ولايت آمده‌ايد گفته شد كه ولينعمت عالميان بنابر ازدياد عنايت و استحكام بنيان اتحاد و مودت ما را به اين ولايت فرستاده و مطلبى به جز دوستى و شفقت او نيست . جواب گفت كه اگر نموده واقعيست از سر اين معنى كه نامه را بايد شاه از دست ابراهيم بيك بگيرد بگذريد و به دستور ايران كه عاليجاه اعتماد الدوله و السلطنه « 2 » آن را گرفته به خدمت شاه ميبرد شما نيز دور تر ايستاده بدهيد . كمترين بعد از مراجعت اين مراتب را در خانه به ابراهيم بيك گفته بنابر عدم قابليت طرف

--> ( 1 ) - براى طريقه گذراندن نامه به دستور قديم ر ك به تعليقات شماره 38 ( 2 ) - در عهد صفوى « اعتماد الدوله » لقب خاص وزير اعظم بود . ( مينورسكى . سازمان ادارى حكومت صفوى . ترجمه رجب‌نيا . تهران 1334 - ص 81 )