محمد ربيع بن محمد ابراهيم

54

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )

بوده « 1 » و چون عرصه را بنابر شعر مشهور : نظم چو بيشه تهى گردد از نره شير * شغالان برآيند ز هر سو دلير خالى مىيابد به اندك وقتى زبان و دستور قواعد آن ملك را فراگرفته هر روز از آن مرتبه پست به تقريبات صيت كاردانى خود بلند و بشاه وانموده شاه نيز قبل از آنكه نقد عيار آن را در بوته امتحان گذارد و تدبير و راى او را داند كه در چه پله و مرتبه است مدار المهام و محرم خويشش ميسازد و بنابر قاعده مضبوطه كه : نظم سفله نخواهد دگرى را بكام * خس نگذارد مگسى را بجام « 2 » منشاء تقويت تلون مزاج شاه شده رأى او را از طريق اعتدال منحرف مىگرداند و از جمله خيالاتى كه درين اوان به سبب بىماحصلى و جهالت و ناقابلى و بىاحتياطى ولد آن مرحوم آقا محمد كه بعد از فوت پدر مغرور بادهء غرور و از راه بىپروائى متوجه امور شنيعه گشته در خفيه نيز با برادر شاه اختلاط و دوستى ميكردند « 3 » بخاطرش انداخته كه ايشان تمهيد دارند كه در دفع تو كوشيده برادرت را به مسند سلطنت نشانند و به جهت يارى و مددكارى خود ممكنست كه آمدن ايلچى به تمهيد ايشان باشد و جمعى مردم ايران نيز مدتيست كه در اين‌جا ميباشند و جنگ و جدال قزلباش ظفر تلاش مشهور

--> ( 1 ) - منظور شخصى يونانى الاصل بنام Constantin Hierarchy مىباشد چون Hierarxi در زبان يونانى بمعنى « قوش » شكارى است و اين شخص ابتدا در خدمت انگليسىها بوده و در زبان انگليسى نيز قوش را « فالكن » ( Falcon يا برسم الخط آن زمان Phaulcon ) ميگويند از اينرو نام فالكن را روى خود گذارده و در تاريخ سيام به « كنستانس فالكن » Constance ) ( Phaulcon مشهور گرديده است . ( ص Forbin ; Memoires . . - 39 ) همچينسن نام ارباب انگليسى او را George White نوشته و اضافه مىكند كه كنستانس در سال 1670 با او به هندوستان رفت و بنا به توصيه وى نيز نام خود را به فالكن تعويض نمود . ( ص Hutchinson ; Adventurers in Siam in the 17 th Century . 68 ) براى شرح حال فالكن ر ك به تعليقات شماره 36 ( 2 ) - مصرع دوم اين بيت در اصل نيست و اضافه گرديد . ( 3 ) - ر ك به تعليقات شماره 37