محمد ربيع بن محمد ابراهيم
44
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
گويند ، و سوارى وزرا و معتبران آن ولايت و باعث اعتبار ايشان است نشسته به استقبال آمده پس از سجده نقش خاتم سليمانى يك ناو زرنگار كه بسيار طولانى و از يك كنم براى حمل نامه سلاطين چوب ساخته و بر وسط آن مشتمل بر تختى مرتفع و قريب به پنجاه ملاح در آن و بر دست ايشان پاروهاى ملمع به ورق طلا بود آورده مذكور مىنمودند كه اين « كتل « 1 » » پادشا هست و تخت آن را مزين به فرمان سليمانى بايد ساخت و هفت ناو كه در هريك دو خانه نشيمن كه از هر طرف پنجرهها بر آن قرار داده و بفراغت در هر خانه ده كس
--> ( 1 ) - كذا فى الاصل . اين كلمه در فرهنگهاى سيامى مورد مراجعه يافت نگرديد و شبيهترين كلمه به آن « Rart » است كه معنى سلطنتى « را دارد . ولى احتمالا اين لغت بايد كوتل يا كتل » باشد كه در هندى بمعنى « مركب سوارى خاص » مىباشد . ( غياث اللغات )