محمد ربيع بن محمد ابراهيم
36
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
ميآورند و آن را به زبان خود اولك « 1 » ميگويند الحق كافران را دلشاد كه عاقبت الامر از سجده اصنام باطله به سجده كلام حق پرداختند و جبههء آينهء احوال خود را بمصداق صيقل و برتو مقال « المجاز قنطره الحقيقه » مصفى و محلى ساختند و بعد از اين مراتب بملازمت ايلچى شتافتند و سنبوكها حاضر ساخته از دمسازى كه در دايره عيش ايشان دستبدست ميگردد سازيست به شكل تابه كه از آهن و جام مىسازند . . . . « 2 » كه حواله سازنده اوست مانند دسته هاون كه از آهن ساخته و باصولى مينوازند كه اگر به گوش اهل رسد بجز آنكه پا از دايره وجود بيرون گذارد چاره نخواهد داشت و چون صدايش خارج از آهنگ است موسوم به گنگ « 3 » است و دير همدمى كه در مجمع نشاط و ماتم ايشان دم مىزند سرناست « 4 » كه سوراخ دلش از دست همدمى بىاصولان بجاست و از دفها چيزى شبيه به دهل است « 5 » كه نوازندهاش را اگر پوست كنند رواست و بالجمله اسباب حركت و عشرت بدين تفصيل و آيين حاضر ساخته نامهء اعلى را از كشتى به سنبوكى كه در ساخت و وسعت از ديگرها امتياز داشت و به شيله « 6 » سرخى گرفته بودند گذاشته و ايلچيان
--> ( 1 ) - كذا فى الاصل . در جاهاى مختلف سفينه اين لغت به شكل « اولك » « الك » - « النگ » آمده است . در هيچيك از فرهنگها و يا مراجع مورد مطالعه اين كلمه يا چيزى نزديك به آنكه بمعنى « به خاك افتادن » در برابر مجسمه بودا و ياشاه باشد به نظر نرسيد . خود سيامىها عملى را كه مولف سفينه توصيف مىنمايد « ماپ گراپ » ( Maup gkrap ) مىنامند كه از دو كلمه « زانو زدن » و « سجده كردن » تركيب يافته است . ر ك ( Mc Farland . Thai - English Dictionary . Stanford . 1944 . ) ( 2 ) - در نسخه خطى از قلم افتاده است . ( 3 ) - در متن كبك نوشته شده كه به گنگ ( Gong ) تصحيح گرديد . ( 4 ) - در سيامى Song Na مأخوذ از فارسى . ( 5 ) - احتمالا Thong براى اطلاع بيشتر ر ك به Chen Duriyanga , Thai Music . The National Culture Institute . Bangkok . 1948 . ( 6 ) - شيله يا سيله ( Sila ) به هندى يك نوع پارچه لباس را گويند . Steingass ; Persian - English Dictionary . ) )