محمد ربيع بن محمد ابراهيم

10

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )

تحفهء اول خامه مطلب‌نگار بر لوح اظهار چنان مينگارد و زورق مطلب را در بحر مدعا روان ميسازد كه بتاريخ بيست و پنجم شهر رجب سنه 1096 « 1 » بعد از آنكه بسبب بعضى تعويقات تا ششماه در بندرعباسى توقف روى داد « 2 » از بندر مزبور مسافر بحر بىاساسى گشته . قريب به آنكه كشتى آفتاب در بحر مغرب لنگر اندازد . نسيم مراد متحرك گرديده كپيتان و معلمان درياورز حكم بعملهء خويش كرده هنوز سرهنگ فلك طناب سياه تاب لنگر ظلمانى شب را بر دوار چرخ گردون محكم نساخته بود كه لنگر كشيده روانه مقصود گرديد و چون كناره و كوه تا چند شبانه‌روز نزديك بود و به اندك باد مخالفى دغدغهء عظيم ميرفت دل ساكنان آن سفينه « كالملاح فى السفينهء و السفينه فى البحر » در تلاطم و تموج ميبود تا اينكه دست دل از ميان طاقت جدا شده دل دست از آستين كنار كشيد . و كار شخص صبور و آرام « 3 » به بيطاقتى و ناشكيبائى رسيد . و كنارى كه به چشم مىآمد به غير دامن‌تر نبود . و معلم جان از تنگناى سفينه سينه در فكر رفتن از آن منزل و ناخداى روح از اوضاع بر همخوردگى در كار بيرون دويدن از زورق دل و ساكنان سفينه را سرها از حركت چون پيمانه مستان در گرديدن و مردم ديده از بياض چشم بمضمون « ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ » « 4 » در عين سواد گشودن تا آنكه مقدم افلاك به جهت ديدن معتاد سر از خن « 5 » خويش برآورد . و معلم سفينه

--> ( 1 ) - مطابق با چهارشنبه 17 ژوئن 1685 ميلادى . ( 2 ) - علت اين « تعويقات » محاصره دريائى بنادر ايران توسط ناوگان هلندى بود . ( ر ك به تعليقات شماره 5 ) ( 3 ) - در نسخه خطى « صبر و آرام » آمده كه به صورت بالا تصحيح گرديد . ( 4 ) - مقتبس از آيه 40 سوره 24 ( النور ) . ( 5 ) - خن ، بفتح اول و سكون ثانى خانه زير كشتى را گويند .