محمد ربيع بن محمد ابراهيم
11
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
آسمان در پيش عرشه فلك حفهء آفتاب را براى ديدن راه در پيش نهاد . و سكان داران ليل نوبت خدمت را بسرهنگ صبح سپردند . ناگاه صداى عظيم از سر كشتى برآمد . معلمان شروع بفغان و اضطراب كرده بادبانهاء كشتى را گشودند و بريسمانها و طنابها محكم نمودند . بعد از تحقيق مشخص شد كه دوش نوبت معلمى كه بوده چون بخت خويش بغفلت عنوده چشم از راه پيشبينى پوشيده و پا از طريق حزم و احتياط كشيده كشتى را به طرف هيرابهء « 1 » كه عبارت از بلند و پستيست در دريا واقع بوده در حين طغيان و مد كه انشاء اللّه در مقام خود توضيح آن بتفصيل خواهد آمد ، آب روى آنها را ميگيرد و آنقدر آبى كه كشتى عبور كند ندارد و اگر پيشتر رود پايش به سنگ آمده بسر در خواهد آمد و اگر قدرى بگذرد و كل آن به گل نشيند اجزاء وجودش چون سفينهء بيشيرازه از هم خواهد پاشيد « 2 » و ساكنان آن مكان بمقتضاى « كل شى يرجع الى اصله » با خاك برابر خواهند شد . چون چنين مقدمه روى داد همه به آب درياى گرفتارى دست از جان شسته ، و چون مردم ديده از گريه همه را آب از سر گذشته ، و مترصد غرق شدن نشسته ، و بمضمون « لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ » « 3 » دست اميد بدامن تمنا و رشته حصول مدعا را بسر انگشت دعا بسته بر وفق « ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ » « 4 » خاطر پريشان را جمعيت و اطمينان ميداد ، كه از اين افغان و خروش بحر
--> ( 1 ) - در متن اصلى خرابه آمده است كه به هيرابه تصحيح گرديد . حير ( بر وزن خير ) يا هير ( جمع هيارات ) عبارتست « از يك برآمدگى در تك دريا كه آب در اطراف آن برآمدگى ژرف و عميق و آب در فراز آن برآمدگى عمق چندان ندارد » . در اطراف اين هيارات است كه در خليج فارس و بحر عمان مرواريد صيد ميگردد . ر ك صيد مرواريد ( المناص ) تأليف محمد عليخان بندرعباسى ( سديد السلطنه ) تهران 1308 . ( 2 ) - ر ك به تعليقات شماره 6 . ( 3 ) - آيه 54 سوره الزمر ( 39 ) . ( 4 ) - آيه 62 سوره 40 ( المؤمن )