محمد ربيع بن محمد ابراهيم
7
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
كمر فطرت و هوشيارى بر ميان جان بسته ، و شجر نيكوثمر موالفت در باغ مخالطت بدستيارى باغبان رسل كشته ، و به آبيارى رشحات سحاب صحائف و رسائل مثمر ثمر ايجاد و توسل گشته ، چون دانستهاند كه غرض اصلى و علت غائى از ازدواجات عالم صورى جز الفت و التيام ما بين خاص و عام نيست خصوصا فيما بين سلاطين جهاندار و خواقين كامكار كه صدرنشينان بزم برترى ، و برگزيدگان فلك بلند اخترىاند چه اينمعنى باعث تذكار احوال خير مآل سلاطين عاليمقدار ، بر صحايف شهور و سنين روزگار ، و منشأ آرامش عباد ، و آبادى بلاد ، و امضاى . . . . « 1 » خوض و سعى در آن باب نموده بمفتاح رسل و رسايل در دوستى گشودهاند ، بناء علىهذا در هنگام ارتفاع و استقامت نيّر اعظم جهانبانى بر وسط السماى دولت جاودانى عاليحضرت مشترى سعادت ، طرازندهء اورنگ سلطنت كامرانى ، برازندهء افسر خسروى و كلاه كيانى ، صاحب فيل سفيد ، و تخت طلا محب اهل اسلام سلطان ملك سيام « و فقه اللّه تعالى للاسلام » « 2 » : لمولفه مدحش بس است اينكه سر از روى اعتقاد * برآستان خسرو گيتى ستان نهاد و دفتر محبت و اخلاص گشود ، و پاى نياز در ميدان ارادت گذارد و گوى قصب السبق از همگنان ربود ، از روى صفات طويت خلوص عقيد ترا دستآويز خود كرده ، مكرر اخلاص نامجات با تحف و هدايا مصحوب معتمدان خود بدرگاه عرش اشتباه فرستاد ، بعضى از بيطالعى غريق درياء بىنام و نشانى ، و برخى بدست قاطعان طريق دريا گرفتار گرديده به مقصود فائز نگرديدند تا مجددا بتاريخ ايتئيل 1093 « 3 » حاجى سليم مازندرانى را رسول اخلاص نامه خود كه مشتمل بر مراتب يكرنگى و اتحاد بود نمود با تحفى كه او را مقدور و ميسور ميشد « 4 » ، به استان فلك
--> ( 1 ) - در نسخه خطى از قلم افتاده است . ( 2 ) - در اين زمان پادشاه سيام نرائى ( Narai ) بود كه از سال 1657 تا 1688 ميلادى در آن كشور سلطنت نمود . ( ر ك به تعليقات شماره 3 ) ( 3 ) - ايتئيل 1093 ه . ق برابر با 1682 ميلادى ( 4 ) - درباره تحف و هداياى ارسالى مراجعه كنيد به تعليقات شماره 4