جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )
45
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )
كه پارهزمينى است كه به خشكى اصلى پيوسته است مانند زمين موريا « 1 » كه زوچال « 2 » خوانده مىشود . در اين پارهزمين چشمههاى نمك فراوان است كه خودبهخود خشك مىشوند و نمك مىگردند . در كنار اين سرزمين در كرانهء درياى تاباچى سرزمينى است به نام كومانيا « 3 » ازان مردم كومان « 4 » ، آنسوتر به كران جزيرهاى مىرسيم كه كافا در آنجا است در همانجا كه گازاريا « 5 » بوده است . هنوز هم پيكو ، كه اندازهاى است براى اندازهگيرى پارچه در تانا پيكوگازاريا « 6 » مىنامند . جزيرهء كافا در دست تاتاران است كه بر ايشان كسى به نام ولوبى « 7 » فرمان مىراند . جمعيت اينان بسيار است ، مالدار و توانا . به هنگام نياز مىتوانند سه تا چهار هزار اسب فراهم كنند . دو پايگاه بارودار دارند كه چندان استوار نيست يكى به نام سورگاتى « 8 » كه آن را اينكرمين « 9 » هم مىنامند به معنى دژ و ديگرى چرچيارد « 10 » كه به معنى يازده محل است . در اين جزيرهء نخست ، در دهانهء درياى تاباچى جايى است به نام چرز « 11 » كه ما آن را بوسفور كيمريو « 12 » مىناميم و سپس كافا و سالدايا « 13 » گراسويى « 14 » و سيمبالو « 15 » و سارسونا و كالاميتا « 16 » است . همهء اينها اكنون زير فرمان خليفهء عثمانى هستند كه دربارهء او چيزى نمىگويم . زيرا او را همه مىشناسند . اما شايسته مىبينم كه اندكى از چگونگى از دست رفتن كافا بگويم كه آن را از آنتونى داگواسكو « 17 » شنيدم كه در محل آنجا گواه زد و خوردها بود و از آنجا به گرجستان و سپس به ايران گريخت . از قضا من در اين هنگام در ايران بودم ، در آن هنگام كه اميرى از تاتار در آن حدود بود به نام اميناچبى « 18 » كه سالانه به رسم آن سرزمين باجى از كافا مىستاند . ميان او و مردم كافا ناسازگارى پديد آمد تا آنجا كه كنسول كافا كه از مردم جنوا بود بر آن شد تا به دربار خان تاتار سفيرى را به دنبال كسى از خويشان اميناچبى بفرستد تا بلكه به احترام او اميناچبى را از املاك خود براند . پس كشتيى به تانا با سفيرى
--> ( 1 ) . Morea ( 2 ) . Zuchala ( 3 ) . Cumania ( 4 ) . Cumani ( 5 ) . Gazzaria ( 6 ) . Pico de Gazzaria ( 7 ) . Vlubi ( 8 ) . Sorgathi ( 9 ) . Incremin ( 10 ) . Cherchiarde ( 11 ) . Cherz ( 12 ) . Bosphoro Cimerio ( 13 ) . Saldaia ( 14 ) . Grasui ( 15 ) . Cymbalo ( 16 ) . Calamita ( 17 ) . Antony da Guasco ( 18 ) . Eminachbi جزء آخر آن شايد بيك باشد . - م .