جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )
25
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )
ادواتى كه براى حفارى لازم بود برداشتيم و بر « زينا « 1 » » بار كرديم و از روى يخهاى رودخانه به پيش رانديم و روز ديگر به مقصد رسيديم زيرا آن تپه نزديك رودخانه و در شصت ميلى تانا قرار دارد . اين تپه به بلندى پنجاه قدم و بالاى آن هموار است و بر فراز اين جاى مسطح تپه كوچك ديگرى است به شكل عرقچينى گرد كه به دورش سنگى چنان بزرگ قرار دارد كه دو مرد دوشادوش هم مىتوانند از روى آن بگذرند و بلندى اين تل كوچك دوازده گام است . تپهء پايينتر چنان گرد بود كه گفتى دايرهاى با پرگار كشيدهاند و شعاع آن هشتاد گام بود . پس از آنكه مقدمات كار فراهم آمد به كندوكاو در تپهء بزرگتر كه تپهء كوچكتر از آنجا شروع مىشود آغاز كرديم و خواستيم راهى فراخ براى ورود به كف تپه بگشاييم . اما زمين چنان يخ بسته بود كه با كلنگ و تيشه نتوانستيم آن را بشكافيم . با اين همه پس از اندكى خاكبردارى زمين را نرمتر يافتيم . ازاينرو آن روز سخت به كار و كوشش پرداختيم . اما روز ديگر كه به آنجا بازگشتيم زمين را چنان سخت منجمد يافتيم كه ناچار بر آن شديم كه دست از كار برداريم و به تانا بازگرديم . با اين همه عزم جزم كرديم كه دوباره در وقت ديگر بدانجا رويم . در اواخر ماه مارس با زورقهاى بزرگ و كوچك همراه صد و ده تن به آن محل بازگشتيم و كندوكاو را از سر گرفتيم چنان كه پس از بيست و يك روز راهى به درازاى شصت و به پهناى هفت و به بلندى ده گام گشوديم و اينك عجايب باورنكردنى را از من بشنويد . همه چيز آنچنانكه پيش از آن شنيده بوديم يافتيم و از جهت بقيهء كارها آسودهخاطر شديم . ازاينرو اميد يافتن گنج ما را بر آن داشت كه كارگرانى بهتر از آنچه داشتيم براى نقب زدن اجير كنيم و من خود در كار نقب زدن استاد بودم . آنچه سخت مايهء حيرت بود آن بود كه نخستين طبقهء خاك كه در زير گياه قرار دارد سياه بود و در زير آن طبقهاى از زغال ديده مىشد اما اين كار ناممكن نيست زيرا در آن حوالى به حد كافى جگن بود و با آنها مردم مىتوانستند به آسانى بر فراز تپهها آتش بيفروزند . در زير زغالها به عمق يك وجب خاكستر بود و اين نيز شدنى است زيرا در
--> ( 1 ) . Zena يعنى سورتمه .