محمد معصوم البكري ( نامى )
60
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
را تاخته بملتان نزول فرمود ، و جمعى را كه بدست ميرزا پير محمد اسير شده بودند سياست نمود . و بعد از ان حكام سند سر از اطاعت پادشاهان دهلى بيرون آورده حاكم باستقلال شدند ، چنان كه ذكر « 1 » كرده مىشود . گفتار در بيان حكومت سومره و سمه - ذكر سومره - سابقا مذكور شده كه چون سلطان محمود غازى « 2 » از دار الملك غزنين به بلدهء ملتان رسيده كمند تسخير بر كنگره قلعهء ملتان انداخت و به حوزهء تصرف در آورد ، گماشتگان خود را به سند فرستاد تا ولايت سند را به تحت تصرف در آوردند . و بعد از فوت سلطان محمود غازى چون سلطنت به اولاد او « 3 » منتقل شد ، و نوبت حكومت و جهاندارى به عبد الرشيد بن سلطان مسعود رسيد ، و او بساط عيش و نشاط را مبسوط گردانيده به لوازم جشن و سور و مراسم عيش و سرور مشغول شده بمهمات جهاندارى نه پرداخت ، در اكثر سرحدهاى دور دست مردم آغاز تمرد كرده سر از ربقهء اطاعت باز كشيدند . الغرض دران اوان مردم سومره از نواحئ تهرى جمعيت كرده سومره نام شخص را بر مسند ايالت ( f . 41 b ) اجلاس دادند . و او مدتى بسردارئ آن قوم گذرانيده حوالئ آن ديار را از خس و خاشاك مفسدان پاك ساخت ، و با زمين دارى صاد نام كه دران حدود دم استقلال مىزد طرح وصلت انداخته دختر او را بحبالهء نكاح درآورد . و ازو فرزندى بهونگر نام بوجود آمد . و بعد از فوت پدر بر مسند تخت حكومت موروثى جلوس نموده قدم پيشتر نهاد ، و در آخر بر فراش مرض جان بقابض ارواح سپرد . و بعد از وى پسرش دودا نام متكفل مهمات حكومت گرديده
--> ( 1 ) م : ياد ( 2 ) م : « غزنوى » بجاى « غازى » ( 3 ) ف م ندارد : او