محمد معصوم البكري ( نامى )
56
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
محمد آباد فرموده بود عزيمت محمد آباد نمود . درين اثنا بيمارئ او زياده شد و در هفدهم ماه ربيع الاول سنه ست و تسعين و سبعمايه عازم سفر آخرت گرديد . مدت سلطنت او شش سال و هفت ماه بود . ذكر سلطان علاؤ الدين شاه « 1 » بن محمد شاه « 2 » كه اول همايون نام داشت چون سلطان محمد شاه وفات يافت ، [ پسر ميانگئ سلطان محمد شاه كه همايون خطاب داشت ] « 3 » تا سه روز شرائط تعزيت بجاى آورده بتاريخ نوزدهم شهر ربيع الأول سنه مذكور باتفاق امراء و ملوك بر تخت جلوس فرمود ، و ارباب دخل پدر را بدستور سابق مقرر داشت . و بتاريخ پنجم ماه جمادى الأول سنه مذكور بيمار شد و فوت كرد ، فرد : تخت و دولت چه شد ار يار نشد اى خواجه دهر * ( f . 38 b ) نتوان خورد ازين مائده جز قسمت خويش ذكر سلطان ناصر الدين محمود شاه پسر خورد محمد شاه چون سلطان علاؤ الدين در گذشت اكثر امراء اراده نمودند كه بى رخصت برخاسته به جايگير خود روند . خان جهان كه وزير اعظم سلطان محمد شاه بود خبردار شده ، ايشان را دلاسا نموده به شهر در آورد ، و بتاريخ بيستم ماه جمادى الاول سنه ست و تسعين و سبعمايه بسعى امراء و ملوك و اكابر شهر در قصر همايون [ بر تخت سلطنت جلوس نموده سلطان ناصر الدين محمود شاه ] « 4 » خطاب يافت . وزراء و امراء و عاملان پدر و برادر را مناصبى كه داشتند ارزانى داشته ، مقرب الملك را مقرب خان خطاب داده وليعهد ساخت . خان جهان را سلطان اشرف خطاب كرد ، و از
--> ( 1 ) م ندارد : شاه ( 2 ) ر س : سكندر شاه ( 3 ) اين جمله در ح د ف موجود نيست ( 4 ) اين جمله در م موجود نيست