محمد معصوم البكري ( نامى )
57
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
قنوج تا بيهار « 1 » حوالهء او نموده ، با لشكرى گران رخصت فرموده ، عنان اختيار آن صوبه به يد اقتدار او باز گذاشت . و او دران ديار استيلاى تمام يافته زمين داران آن نواحى را مطيع و منقاد خود ساخت ، و بعضى حصارها كه خراب كرده بودند از سر بنا كرد . و پادشاه بنگاله و امراء و حكام اطراف هدايا و پيشكش كه به سلطان فيروز ( f . 39 a ) شاه مىفرستادند بسلطان محمود شاه فرستادند . و همدرين سال سلطان محمود شاه سارنگ خان را جهة ضبط ديپالپور و ملتان و سند تعين فرمود ، و براى دفع فساد شيخا كهوكهران كه در لاهور طغيان نموده بود ، راى خلجى خان بهتى و راى داؤد و كمال مبين « 2 » و لشكر ملتان فرستاد . و ايشان در ماه ذى قعده سنه ست و تسعين و سبعمايه متوجه شده ، چون نزديك لاهور رسيدند ، شيخا كهوكهران با جمعيت تمام و استعداد محاربه در دوازده گروهئ لاهور مقابله نموده مصاف داد . نسيم فتح و ظفر بر رايت سارنگ خان وزيد و شيخا كهوكهران هزيمت يافته به كوه جمو رفت . روز دويم سارنگ خان قلعه « 3 » لاهور را متصرف شده ملك كهندو « 4 » برادر خود را عادل خان خطاب كرده آنجا گذاشت و خود به ديپالپور آمد . و در ماه شعبان سنه مذكور سلطان محمود شاه مقرب خان را با جمعى از مردم معتمد به قلعه گذاشته خود با سعادت خان بجانب بيانه « 5 » و گواليار حركت نمود . چون سلطان نزديك گواليار رسيد ملك علاؤ الدين دهاروال « 6 » و مبارك خان پسر ملك راجو « 7 » و ملو برادر سارنگ خان بسلطان در مقام ( f . 39 b ) فريب شدند . سعادت خان خبر دار شده ملك علاؤ الدين
--> ( 1 ) ح م : بهار ( 2 ) عبارت د ف م : نادرست است ؛ س : كمال مستى ؛ ر : راى داود ( 3 ) م ندارد : لاهور مقابله الخ ( 4 ) م : كهندهو ( 5 ) ح : ميانه ( 6 ) ح : دهاران ( 7 ) د : راجور