محمد معصوم البكري ( نامى )
50
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
عمارت قلعه فرموده نصر « 1 » را با هزار سوار در انجا تعين نمود . و ملك بهرام را حكم كرد كه دران حدود فوجدار باشد . چون به سيوستان رسيد ملك عليشير و ملك تاج كافورى را بحكومت آنجا باز گذاشت ، و طواف آستانهء متبركهء حضرت شهباز قلندر و ديگر مشايخ آنجا نموده و به مخاديم و ارباب استحقاق وظائف و ادرارات مقرر فرمود . و از انجا ببلدهء بهكر تشريف آورده بيست روز « 2 » در بهكر « 3 » اقامت فرمود . و ملك ركن الدين را نائب و ملك عبد العزيز بريد را ديوان بهكر ساخته هشتاد نفر منفرد « 4 » به محافظت قلعه تعين نمود . و ملك ركن الدين « 5 » را بخطاب « اخلاص خانى » نوازش نموده سرانجام مهام ولايت سند را ( f . 43 a ) به يد اختيار او باز گذاشت ، و طئ منازل و مراحل نموده بهر سرزمين كه مىرسيد اهالئ « 6 » آن محال را بعطايا و مراحم خوشدل مىگردانيد . و در شهر رجب سنه اثنى و خمسين و سبعمايه بدار الملك دهلى رسيده باستقلال تمام بر سرير سلطنت جلوس فرموده و جشنهاى پادشاهانه ترتيب داده خلايق را بالطاف و انعام بهره ور گردانيد ، و نويد عدل و احسان در داده خواص و عوام « 7 » و كافهء انام را بمدعيات خود رسانيد . و بتاريخ پنجم شهر صفر سنه ثلاث و خمسين و سبعمايه بطريق سير در ممالك محروسه حركت كرد و اكثر زمين داران آن حدود بملازمت سر افراز گشته در ربقهء اطاعت و انقياد در آمدند . و در سنه اربع و خمسين و سبعمايه به كلانور و دامن كوه آن نواحى به شكار بر آمده در حين مراجعت عمارات عالى بر كنار آب سرستى « 8 » بنا فرمود ؛ و شيخ صدر الدين بن شيخ بهاء الدين زكريا را خطاب شيخ الاسلامى داده از انجا رخصت وطن نمود . و سلطان فيروز شاه در سنه ستين و سبعمايه ولايت بنگاله را بحيطهء ضبط در آورده . و در ماه رجب سنه اثنى و سبعين و سبعمايه
--> ( 1 ) م : نصير ( 2 ) م زياد دارد : ديگر ( 3 ) م ندارد : در بهكر ( 4 ) ح : مقرر ؛ م : مفرد ( 5 ) ف زياد دارد : رحمة اللّه عليه ( 6 ) م : و موالى ( 7 ) ح ف : خاص و عام ( 8 ) ح : برس ؛ د : نرسى