محمد معصوم البكري ( نامى )
37
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
عباد كمال جد و اجتهاد بتقديم رسانيد ، و در سنه ثلاثين و ستمايه نور الدين محمد را بايالت سند گذاشته بجانب دهلى مراجعت نمود . و سلطان شمس الدين در دار الملك دهلى روز دوشنبه بيست و ششم ماه شعبان سنه ثلث و ثلثين و ستمايه رو بملك باقى آورد . ذكر سلطان مسعود چون سلطان مسعود شاه بن ركن الدين فيروز شاه بن سلطان شمس الدين ايلتمش در سنه تسع و ثلاثين و ستمايه « 1 » سلطنت دهلى را بوجود خود معزز گردانيد و مالك ممالك موروثى گشت ، در ماه صفر سنه ثلث و اربعين و ستمايه خبر عبور لشكر مغول از آب سند و محاصرهء خطهء اوچه در دهلى شايع شد ، مسعود شاه متوجه دفع اعدا گشت . چون مغلان از توجه او خبر يافتند از ظاهر اوچه برخاسته از راه بكر بخراسان شتافتند . و سلطان مسعود شاه به بكر رسيده نور الدين محمّد را از حكومت سند عزل بصوب نموده به ملك جلال الدين حسن « 2 » تفويض فرمود ، و از آنجا عنان عزيمت بصوب دهلى معطوف داشت . و در حينى كه به بلدهء ملتان رسيد ، بعضى از جوانان باده خوار در مجلس مسعود شاه راه يافته او را بر بسط بساط نشاط تحريض « 3 » نمودند ، و او خود فى نفس الأمر ( f . 25 a ) مائل به شرب مدام بود . بنا بران دران باب افراط نمود و در احوال مملكت او اختلال پديد آمد . امراء در خفيه قاصدى نزد « 4 » عمش سلطان ناصر الدين محمود كه در بهرايج بود فرستاده التماس حضور كردند . ناصر الدين محمود بسرعت هر چه تمامتر بصوب دهلى آمده سرير سلطنت را بياراست . مسعود شاه را در روز يكشنبه بيست و سيوم محرم سنه
--> ( 1 ) ف م زياد دارد : سرير ( 2 ) م : حسين ( 3 ) ف : تحريص ( 4 ) ف م : بنزد