محمد معصوم البكري ( نامى )
38
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
اربع و اربعين و ستمايه گرفته محبوس گردانيد ، و زمان حيات مسعود شاه در محبس « 1 » بپايان رسيد . ذكر سلطان ناصر الدين محمود بن سلطان شمس الدين ايلتمش روز سه شنبه ، بيست و پنجم محرم سنه اربع و اربعين و ستمايه در قصر فيروزه « 2 » بر سرير سلطنت دهلى جلوس فرمود ، و چند سال بطريق استقلال فرمانروائى نمود . و در روز دوشنبه بيست و دويم شوال سنه تسع و اربعين و ستمايه رايت عزيمت بجانب لاهور و ملتان و اوچه و بهكر برافراخت ، و از خطهء اوچه گذشته عازم سند گرديد ، و حكومت ولايت سيوستان را به قتلغ خان ارزانى داشت ، و ايالت اوچه و ملتان به ملك سنجر تفويض نموده بدار الملك دهلى نهضت فرمود « 3 » . چون سلطان ناصر الدين بدار الملك دهلى رسيد ( f . 25 b ) و عزيمت ولايت لكهنوتى پيشنهاد همت ساخت و از انجا كه « 4 » امراء و اركان دولت نهضت سلطان را بدانجانب مناسب نديدند ، لشكرى عظيم « 5 » آراسته با ملك جلال الدين به آن حدود جهة تأديب و تنبيه متمردان فرستادند « 6 » . و در آخر سنه ست و خمسين و ستمايه لشكر مغل بنواحى اوچه و ملتان آمد . سلطان بجهة دفع ايشان عزيمت نمود . و لشكر مغل بى جنگ برگشت ، و سلطان نيز معاودت فرمود . گويند سلطان ناصر الدين در سالى دو مصحف كتابت كردى و بهاى آن در وجه قوت خاصهء خود مصروف داشتى . يك مرتبه چنان اتفاق افتاد كه مصحفى كه نوشتهء « 7 » سلطان بود ، يكى از امراء به بهاى زياده بخريد « 8 » . چون سلطان ازين معنى آگاه شد ، او را خوش نيامد . امر فرمود كه بعد
--> ( 1 ) ح م ندارد : در محبس ( 2 ) ح م : فيروز ( 3 ) م : « رسيد » بجاى « نهضت فرمود » ( 4 ) م ندارد : از انجا كه ( 5 ) م ندارد : عظيم ( 6 ) م : فرستاد ( 7 ) ح : نبشته ( 8 ) م : هديه نمود