محمد معصوم البكري ( نامى )

36

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

تاب مقاومت آن لشكر نبود ، و در شهر ملتان تحصن نموده « 1 » مغلان مدت چهل روز آن را محاصره كردند . سلطان ناصر الدين درينوقت در خزانه بگشاد و خلق را بانعام و احسان بنواخت ، و خيلى آثار جلادت و مردانگى بظهور آورد . و چون به لشكر فتح ميسر نشد ، ناچار مراجعت نمودند . و چون مملكت سند بوى قرار گرفت ، بسيار از اكابر خراسان و غور غزنين از ممر حادثهء « 2 » چنگيز خان به خدمت او پيوستند ، و در حق هر يك ( f . 24 a ) از ايشان انعام و اكرام مبذول فرمود . در آخر سنه ثلث و « 3 » عشرين و ستمايه ملك خان خلجى و اتباع او بر بلاد سيوستان مستولى شدند . و ملك ناصر الدين قباچه متوجه دفع شر آن جماعت گشته بين الجانبين حربى صعب وقوع يافت ، و ملك خان بقتل رسيد . و چون دولت ناصر الدين قباچه به آخر انجاميد ، سلطان شمس الدين ايلتمش در سنه اربع و عشرين و ستمايه لشكر بخطهء اوچه كشيد . ناصر الدين قباچه قرار به فرار داده بقلعهء بكر شتافت و سلطان وزير خود نظام الملك محمد بن اسعد را بمحاصره او چه تعين فرموده خود بدهلى مراجعت نمود . نظام الملك در روز سه شنبه بيست و هشتم جمادى الاول سنه خمس و عشرين و ستمايه اوچه را به صلح گرفته متوجه بقلعهء بهكر شد . ناصر الدين قباچه از آنجا نيز عزم گريز كرده در كشتى بنشست ، و چون بميان دريا رسيد سفينهء عمرش غريق بحر فنا گرديد . ذكر سلطان شمس الدين ايلتمش چون در سنه اربع و عشرين و ستمايه نظام الملك محمد بن اسعد كه از قبل سلطان شمس الدين بحكومت سند تعين يافته بود ، و ضبط و ربط ولايت سند بنوعى كه بايد و شايد نموده در تعمير بلاد و ترفيه ( f . 24 b )

--> ( 1 ) ف : متحصن شده ( 2 ) ف ندارد : ممر حادثه ( 3 ) ف ندارد : ثلث و