محمد معصوم البكري ( نامى )

3

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

شرف از وى زمين و آسمان را * بلندى داده قدر او « 1 » جهان را اساس دين چنان داد استقامت * كه آباد است تا روز قيامت امّا بعد « 2 » راقم اين صحيفه محمد معصوم المتخلّص به « نامى » بن سيد صفائى الحسينى الترمذى اصلا و البكرى « 3 » مسكنا و مدفنا و المنتسب « 4 » الى سيد شير قلندر بن بابا حسن ابدال السبزوارى مولدا و القندهارى موطنا و مرقدا را « 5 » مدتيست كه در خاطر فاتر اين معنى خطور مىكرده « 6 » كه شمّهء از ( f . 2 b ) وقائع فتح و احوال حكّام سند در قيد كتابت در آورد ، و تتبّع آثار و تفحّص اخبار نموده مجموعهء سازد . امّا بواسطهء عوائق روزگار ناسازگار و بوائق چرخ كج رفتار [ از مكمن قوت بمظهر ] « 7 » فعل نمىآمد ، و باقتضاء « الأمور مرهونة بأوقاتها » در « 8 » عقدهء تسويف « 9 » و تأخير مىماند ، تا درين ايام كه قرّة عينى و ثمرة فؤادى مير بزرگ جعله اللّه من عباده الصالحين باعث تحرير و تأليف و سبب « 10 » تسويد و تصنيف اين نميقه گرديده [ علة غائئ اين وثيقه گشت . لا محالة متوجّه تسويد و ترصيف اين اوراق گرديد ] « 11 » . باشد كه از مطالعهء احوال تربيت يافتگان مهد امكان و گذشتگان بنى نوع انسان بلوازم خير و شر و مواد نفع و ضرّ وقوف و اطلاع حاصل نموده ، بحسن سيرت هوشمندان آگاه و نيكو صفتان بارگاه « 12 » اهتدا « 13 » يابد ؛ و به سنن سنيه « 14 » و اخلاق رضيهء آن زمرهء عليّه اقتدا كرده ، از شيوهء ناپسنديدهء اهل نخوت و غفلت و خصائل ايشان « 15 » و شيمهء رديهء ارباب بطالت و عطلت اجتناب و احتراز نمايد ، و من اللّه التوفيق و العصمة و العون .

--> ( 1 ) م : اين ( 2 ) م : « مىگويد » بجاى « اما بعد » ( 3 ) م : البهكرى ( 4 ) ف : النسب ( 5 ) ف ندارد : را ( 6 ) ف : كرده ( 7 ) اين جمله در ف موجود نيست ( 8 ) ف ندارد : باوقاتها در ( 9 ) م ندارد : عقدهء تسويف ( 10 ) ف ندارد : سبب ( 11 ) اين جمله در م موجود نيست ( 12 ) م : كار آگاه ( 13 ) ف : اهدا ( 14 ) ح افزايد : اهل خبرت ( 15 ) م ندارد : خصائل ايشان 1 - الف