محمد معصوم البكري ( نامى )
310
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
شاه حسن در سنه 924 ه از پدر خود رنجيده به خدمت بابر پادشاه پيوست ، چنان كه ارسكن ( تاريخ هند ، ج 1 ، ض 534 ) و بيورج ( بابرنامه ، صص 365 ، 430 ) تصريح نموده . تقريبا دو سال در حضرت بابر پادشاه بوده و در اواخر سنه 926 ه قدرى قبل از محاصرهء آخرين قندهار ازو رخصت گرفته به پدر خود لاحق گشت . ص 111 ، س 16 : و در سنه اثنى و عشرون و تسعمايه الخ : و الصحيح سنه سبع و عشرون و تسعمايه ، چنان كه ارسكن ( تاريخ هند ، ج 1 ، ص 355 ) و بيورج ( بابر نامه ، صص 432 - 433 ) واضح نموده . ص 112 ، س 2 : در سنه ثلث و عشرين و تسعمايه الخ : از آنجائي كه بابر قندهار را بتاريخ 13 ماه شوال سنه 928 ه ( غره سپتمبر 1522 م ) به تصرف خود در آورد ، چنان كه بيورج در ترجمه بابر نامه ( vxxx iixxx , J xidneppA ) ثابت كرده ، بايد شاه بيگ ارغون مقاليد قندهار را در همان سال به بابر سپرده باشد . ص 112 ، س 3 : مير غياث الدين : نبيرهء خواند مير صاحب تاريخ حبيب السير . ص 112 ، س 21 : او را بر تسخير ولايت تهته ترغيب و تحريص نمود : تاريخ طاهرى ( ص 72 ) در سبب تاخت شاه بيگ گويد كه جام فيروز خود از استبداد دريا خان عاجز شده مادر خود مدينه ماچهانى را بطور استغاثه پيش شاه بيگ ارغون در سنه نهصد و بيست و دو « 1 » بقندهار فرستاد ، كه آمده او را از چنگ « غلامان » برهاند . تحفة الكرام ( ج 3 ، ص 54 ) نيز اين سبب داده است . ص 113 ، س 1 : و شاه بيگ در اواخر سنه اربع و عشرين و تسعمايه الخ : و الصحيح « ست و عشرين و تسعمايه » چنان كه در صفحه 79 ، س 1 ، ثبت شده .
--> ( 1 ) و الصحيح نهصد و بيست و چهار ( تحفة الكرام ، چاپ بمبئى ، ج 3 ، ص 54 ) .