محمد معصوم البكري ( نامى )
مقدمه 25
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
و بعد از ان بجانب نيرن كوت نهضت فرموده « 1 » . از طرف ديگر در خصوص قصه فاجع انجام اين فاتح نوجوان كه از چچنامه اخذ كرده اگر قدرى تعمّق و جز رسى به كار مىبرد ، و صفحات بلاذرى يا يعقوبى تصفّح مىنمود گاهى بچنين غلط فاحش مرتكب نمىشد . همچنين غالبا تمام صفحات تاريخش بعد از فتح عرب تا نهضت شاه بيگ ارغون و بعد از ان ذكر غرايب سيوى و قندهار ارتباطى بتاريخ سند ندارد ، و ذكر احوال سلاطين دهلى كه در ضمن اين صفحات آورده مىتوان از كتب تاريخ سابقين مانند طبقات ناصرى و تاريخ مباركشاهى و طبقات اكبرى « 2 » ببسط و تفصيل معلوم كرد . و شايد سبب اين اهمال پيرى و كمفرصتى اوست زيرا كه تاريخ معصومى را در اواخر عمر كه شصت و پنج ساله بود نوشته . و ليكن مع ذالك تاريخ معصومى مزاياى ديگر دارد ، كه الآن بذكر آن مىپردازيم . تاريخ و سبب تاليف و اهميت تاريخ معصومى مير معصوم در هيچ جا تاريخ كتابت تأليف خود را واضح ننوشته ، ولى در ص 124 ، س 16 - 17 ، حينيكه ذكر مرمت قلعه بهكر بر دست شاه كرده ، مىگويد كه « تا اين زمان كه سنه تسع و الف است همان قلعه موجود است » ، ازين قرينه مىتوان نتيجه گرفت كه تاريخ سند را در حوالى سنه 1009 ه نوشته است . اما سبب تأليف اين كتاب مستطاب چنان كه مصنف خود در مقدمه اقرار كرده اينست كه آن را براى فرزند خود مير بزرگ در قيد تحرير آورده
--> ( 1 ) صاحب طبقات اكبرى و صاحب مآثر رحيمى نيز احوال چچنامه را مختصر كردهاند ، اما اختصار ايشان زيادتر موجه و درست است . ( 2 ) مير معصوم تمام احوال سلاطين ملتان را بدون اعتراف حرفا به حرف از طبقات اكبرى نقل نموده ، معصومى ص 147 از سطر 21 تا ص 150 ، س 8 طبقات اكبرى ، جلد سيوم ، ص 521 - 524 . و نيز در ايراد ذكر سلاطين دهلى برين كتاب اعتماد داشته و اكثر اوقات عبارتش را نقل نموده است .