محمد معصوم البكري ( نامى )
مقدمه 26
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
تا كه از مطالعه احوال گذشتگان درس عبرت گرفته باخلاق رضيه متصف و از عادات رديه محترز شود . تاريخ معصومى بحيث قدامت بعد از چچنامه اول كتابيست كه از تاريخ سند صحبت مىكند . تاريخ طاهرى و بيگلار نامه و ترخان نامه و تحفة الكرام كه بعد ازان تأليف شده همه تابع و عيال آن هستند ، و ازان اقتباس مىكنند . لا سيما تحفة الكرام كه در اغلب جاها عبارت معصومى را حرفا به حرف نقل مىكند و گاهى باختصار اكتفا مىنمايد . و صاحب مآثر رحيمى وقتى كه ذكر احوال حكام سند مىكند تاريخ معصومى را درين خصوص بر طبقات اكبرى ترجيح مىدهد . جزء آخرين كتاب كه بر احوال سلطان محمود خان بكرى و فتح سند پائين بر دست خانخانان مشتمل است از حيث اعتبار پايه عالى دارد ، زيرا كه اكثرى وقايع را مصنف برأى العين مشاهده كرده و در آنها شركت داشته است . و ذكر سلطان محمود خان را سال بسال ثبت نموده كه گويا در حضرت وى بحيثيت نامه نگارى بوده ، و الّا اينچنين دقت گيرى از مورخ ديگر ميسّر نمىشد . گذشته از اينها در آخر احوال ميرزا شاه حسين ارغون و ميرزا عيسى ترخان و سلطان محمود ترخان ذكر فضلا و علماى آن زمان كرده ، و اگر مير معصوم درين سمت توجه نمىنمود اسم و رسم اين همه بزرگان كالعدم ميشد و كسى از وجود ايشان نشان نمىداد . نيز از لحاظ طرز انشاء و سلاست عبارت و خلو از استعارات بارده و تراكيب مغلقه تاريخ معصومى در ميان تاريخهاى ديگر درجهء ممتاز دارد . رويهمرفته تاريخ معصومى بواسطهء اين جمله وجوهات يك منبع تاريخى است كه از بى اعتنائى ادبا تا حال طبع و نشر نشده است . نسخ تاريخ معصومى نسخ تاريخ معصومى بسيار است و در جاهاى مختلف منتشر : چندى در متحف بريطانى موجود است ، يكى در ادارهء هند در لندن ، و يكى در